هی داد بیداد از این زندگانی

برخورد  اتفاقی با این گیف میتونه دلیل خوبی باشه تا کل روز دپرس باشی


  • Yas
  • سه شنبه ۲۶ دی ۹۶

از این بر آب سوختن 💔

که مادران سیاه پوش
-داغدار زیباترین فرزندان ماه و آفتاب-
هنوز از سجاده‌ها سر برنگرفته‌اند
#سانچی
#شاملو
  • Yas
  • يكشنبه ۲۴ دی ۹۶

Lady Bird

یک کمدی-درام درخشان از نظر کارگردانی ، فیلمنامه ، بازیگری و ... .

روایت یک سال از زندگی نوجوانی امریکایی.تصویری دوست داشتنی از بلوغ  و  روابط عاشقانه، دوستی‌ها ، و تنش‌های خانوادگی با جهان بینی صادقانه.

IMDb: 8-10

2017

Directed & Written  by :Greta Gerwig

comedy-drama

برنده‌ی جایزه‌ی گلدن گلوب ۲۰۱۷ برای بهترین فیلم کمدی-موزیکال و Saoirse Ronan بهترین بازیگر زن کمدی-موزیکال


  • Yas
  • يكشنبه ۲۴ دی ۹۶

گونه‌گونی‌های رویا

امشب آسمون ستاره‌هاش معلوم بود.اِی بگی نگی، هرچی ستاره تو دیدم مشخص بود رو شمردم،هجده‌تا... 

هوا،هوای پاییزه،زمستون هم بیخودی گذشت.چاووشی میخونه تازه داره حالیم میشه چیکاره م میچرخم و میچرخونم سیاره‌م.

فردا یه جور دیگه شروع میکنم.و فرداهای بعدو.دیگه این کتابخونه‌ی موقت رو باز میکنم و بالاخره میرم دنبال یه کتابخونه چوبی،کتابخونه ی چوبی دائمی ، با کتابای دائمیم که بعدا هم بهشون اضافه میشه و دیگه عذاب وجدان رها کردنشون رو ندارم.منتظر میمونم پوستر فیلمایی که سفارش دادم بیاد، تابلوهامو قابای دائمی بگیرم بزنم به دیوار، با اون ریسه ‌های چراغا.بعد فرشای اتاق رو که روشون پر از لکه های نسکافه و چای ریخته شده‌س و برام مهم نبودو بدم بشورن، اخه دیگه اینا فرشای دائمین، بعدم دیگه نمیدونم، به بقیه زندگی روزانه‌ی دائمیم میرسم.مثل باشگاه انقلاب که عضویت یه ساله گرفتم، و سال بعدو بعدشم تمدید میکنم، لابه لای کافه ها، کتابام، گلدونا و عکسای روی دیوار ریشه میدوونم و درخت میشم.


سر یه رویای جور دیگه چی میاد؟
مث ِ کیشمیش زیر آفتاب
می‌خشکه؟
یا مث ِ یه زخم
سیم می‌کشه و چرکابه‌ش
راه می‌افته؟
یا مث ِ گوشتی که بگنده
تعفنش عالمو ورمی‌داره؟
یا مث ِ مربا
روش شیکَرَک می‌بنده؟
شاید مث ِ یه بار سنگین
شونه رو خم کنه.
یا شایدم 

ــ بوم‌م! ــ
منفجر شه.

از لنگستون هیوز-احمد شاملو

پ ن: شعراش معرکه هستن، مگه نه؟



  • Yas
  • شنبه ۲۳ دی ۹۶

وقتی رویا از این ور و اون ور تیپا بخوره، خُب احتمال اختلال زیاده دیگه

شنیدم خودکشی کرده،تو سرزمینی که انگار دور،دور تر از دسترسه.تو جایی که قرار بود هوم سوئیت هوم باشه چونکه خونه‌ی تو اونجاس که بهش احساس تعلق میکنی،اما هیچکس نگفته بود اگه خونه‌ی جدید درشو روت باز نکنه چی،یا اگه اونی نباشه که تو فکر میکردی،یا اگه بدبختیای قدیمیت آدرس جدیدت رو پیدا کنن چی؟

ماه پیش زیر یه عکس دست جمعی نوشته بود خوش به حالتون که دور همین.منم رفتم بهش گفتم سال آخری که دیگه کارت درست شده بود رو یادته؟ هی گفتیم بیا بریم اینور اونور،اصن برو ایرانو بگرد، برو جنوب، برو شیراز، برو یزد .بیا اصن دسته جمعی بریم، ولی تو نشستی تو خونه و ترجیح دادی هیچ کاری نکنی  جز روزشماری رهایی.اون روزا دیگه برنمیگرده،بچسب به زندگیت،جایی که تو هستی الان آرزوی خیلیاس ...

ولی خب،اصن آرزو چه تضمینی داره؟مرز بین رویا و سراب کجاس؟

چی میشه که تو الان تو مکان رویایی سالهای جوونیت داری زندگی میکنی و انگیزه از خونه بیرون رفتن هم نداری.یا چی میشه صاد توی بازارهای دسته دوم فرانسه دنبال لباسای کهنه و ارزون میگرده،دلش خوشه توی پاریس داره زندگی میکنه؟

اصن تا کجا ارزشش رو داره؟من به چشم دیدم که نمیشه بخوای،با تموم وجود بخوای، و نشه بری.ولی سرخوردگی در اغلب مواقع اجتناب ناپذیر بوده.

اگه همه فکر و ذهن منم همین باشه و اخرش ببینم خبری نیست اگه تصورم ازش یه جامعه آرمانی ساخته و پرداخته ذهنم باشه چی،اونوقت چه خاکی توی سرم کنم؟بدونِ هیچکس، بدون دلسوز، بدون خانواده و رفیق-رفقا.
 ماجرامون شبیه ماجرای توریستای اسیایی میشه که از مواجه شدن با پاریس گند و کثافت گرفته ی رویاهاشون و استشمام بوی شاش خیابونای قشنگِ ونیزِ پر از بیخانمان عقلشون زایل میشه.

 پ ن: نمُرده
پ ن۲: عنوان از لنگستون هیوز-ترجمه شاملو
  • Yas
  • شنبه ۲۳ دی ۹۶

316

یه چیزایی هستن که همیشه شعله‌ی خواستنشون درونت میسوزه،گاهی اتیشِش زبونه میزنه و خیلی وقتها هم زیر خاکستر زنده میمونه،نمیبینیش اما هست، میدونی دوباره یه روز روشن میشه.

یه وقتایی اما...


میخوام بگم خاکسترم رو باد برد. افسانه‌ی ققنوس رو هم.


پ ن: یه چیزی دلم میخواست بگم  ربطی به پست نداشت،اما قوه‌ی محرک گفتنش حال عجیب امشبمه. میخوام بگم حالم از همه  صورتی و فیروزه‌ای ها،  از امید و ایمان و درست میشه ها، از خوشی های احمقانه،  شادیها عشق ها و زندگی ها احمقانه تر  بهم میخوره. یعنی میخوام بالا بیارم...اگه فکر میکنی زندگی قشنگه، اگه فکر میکنی من زیادی سیاهم، باید بگم حالم از تو هم بهم میخوره.فاک یو.



  • Yas
  • جمعه ۲۲ دی ۹۶

تا حالا شده دلت واسه کسی که تا حالا نبوده تنگ بشه یا I know life would suck without you

But I hate you, I really hate you
So much, I think it must be

True love, true love
It must be true love
Nothing else can break my heart like
True love, true love
It must be true love
And no one else can break my heart like you




  • Yas
  • چهارشنبه ۲۰ دی ۹۶

314


?Can you paint with all the colors of the wind

disney_songs#

 

  • Yas
  • دوشنبه ۱۸ دی ۹۶

forty rules of love

داستان کتاب forty rules of love  که در ایران با نام «ملت عشق» ترجمه شده در زمان معاصر سال 2008 و 2009 در بوستون امریکا و سال های ۶۳۵ الی ۶۴۸ در قونیه در جریان است.روایت موازی از دو زندگی ،بازگویی رابطه میان شمس و مولانا در قالب رمانی امروزی و با جزئیات ساخته و پرداخته ذهن نویسنده و شرح رهایی و عشق عرفانی ، و از سویی شرح روزمرگی و زندگی زنِ میانسال امریکایی که دست خوش تغییراتی میشود و قصه‌ی دلدادگیش.

پیوندی میان شرق و غرب...

یکی از ویژگی‌های کتاب تعدد راوی‌های آن است . از شمس و مولانا  و اِللا و عزیز گرفته تا گل کویر و کیمیا ، حسن گدا، متعصب ، سلیمان مست و ... 

کتاب در پنج بخش است:

بخش اول خاک-پدیده‌ی عمیق، آرام و جامد زندگی

بخش دوم آب-پدیده‌ی سیال، جاری و متغیر زندگی

بخش سوم باد-پدیده‌ی ترک کننده و کوچنده‌ی زندگی

بخش چهارم آتش-پدیده‌ی سوزاننده، ویران کننده و نابود کننده‌ی زندگی

بخش پنجم خلاء-پدیده‌هایی که نبودنشان بر ما تاثیر میگذارد، نه بودنشان


نویسنده :الیف شافاک
#دورــ‌دنیاــ‌باــ‌کتاب‌ــ‌ترکیه‌ــ‌کتاب‌ــ‌سوم


  • Yas
  • يكشنبه ۱۷ دی ۹۶

Breakfast at Tiffany's

 

گمگشتگی میان رویا و واقعیت،معصومیت در عین غوطه‌وری

 

کتاب :

هنوز گربه توی بغلش بود.«هپلی بیچاره!» این را گفت و سر گربه را خاراند.

«هپلی بیچاره‌ای که اسم هم ندارد.بعضی وقتها واقعا سخت است.همین که اسم ندارد را میگویم .اما من حق ندارم اسمی رویش بگذارم.باید صبر کنم تا مال کسی شود.ما دوتا یک روز لب رودخانه به هم برخوردیم.اصلا به هم تعلق نداریم. هم او موجود مستقلیست هم من.تا روزی که بدانم جایی را پیدا کرده‌ام که من و چیزهایش به هم تعلق داریم،نمیخواهم مالک چیزی باشم.خودم هم درست نمیدانم آنجا کجاست اما میدانم چه شکلیست»


---


لبخند زد،از آن لبخندهای غمگین و کم رمق.زیر لب گفت:«اما من چی؟»و باز لرزید.«خیلی میترسم.آره،بالاخره ترسیدم چون ممکن است تا ابد طول بکش.تا وقتی چیزی را دور نینداخته باشی،نمیفهمی مال تو بوده.قرمزهای عوضی هیچی نیستند.زن چاق هیچی نیست.اما این یکی نه،دهانم آنقدر خشک شده که اگر برای زنده ماندن لازم بود تفی بکنم، نمیتوانستم»
سوار ماشین شد و ولو شد روی صندلی.«ببخشید آقای راننده، برویم.»


صبحانه در تیفانی
ترومن کاپوتی
ترجمه بهمن دارالشفایی

 

فیلم : 
هالی گولایتلی، دختر جوانی است که در نیویورک به تنهایی زندگی می‌کند. ماجرای داستان روایتی است از  زندگی هالی دختری زیبا با سادگی معصومانه‌ و در عین حال روحی وحشی و گریزپا که انگار در مرز بین رویا و واقعیت سرگردان شده و آشناییش با نویسنده‌ای جوان باعث دگرگونی زندگی هر دوی آنها می‌شود.
داستان فیلم با ماجراهای کتاب تفاوت‌های زیادی دارد،میشود گفت فیلم بیشتر برداشتی از داستان صبحانه در تیفانی ترومن کاپوتیست.یک اثر ماندگار از سینمای کلاسیک که شاید شهرتش بیشتر از خود رمان باشد. 
همانقدر که تماشای فیلم برای دوست داران آثار کلاسیک و طرفداران آدری هیپبورن شیرین است، از خواندن کتابش هم نباید غافل ماند...
 
Breakfast at Tiffany's
1961
IMDb:7.7-10
drama/comedy
Director: Blake Edwards
... , cast: Audrey Hepburn, George Peppard 
 
دیالوگ:

پل : هالی، من عاشق تو شدم

هالی : خب که چی؟

پل : که چی؟ خیلی واضحه ، من عاشقت هستم

هالی : مردم تعلقی به همدیگه ندارن

پل : البته که دارن

هالی : من هیچوقت به هیچکس اجازه نمی دم من رو بندازه توی قفس

پل : من نمی خوام تورو توی قفس بندازم. من می خوام عاشق تو باشم

هالی : اینا هر دو یک معنی میدن

پل : نه این معنی رو نمیدن. هالی...

هالی : من نه هالی هستم و نه لولا مای. من نمی دونم کی هستم، من شبیه این گربه ای هستم که اینجاس؛ یک زوج بدون نام و شلخته. ما به هیچکس تعلق نداریم و هیچکس هم به ما تعلق نداره. ما حتی به همدیگه هم تعلق نداریم.

 
 

 

moon river

ترانه‌ای سرودهٔ جانی مرسر با آهنگسازی هنری مانچینی است که نخستین‌بار  آدری هپبورن، آن را در این سکانسی از این فیلم خواند که با استقبال روبه رو شد

 

Moon river wider than a mile
I'm crossin' you in style someday
Old dream maker, you heartbreaker
Wherever you're goin', I'm goin' your way

 


دریافت 

 بعد از آن بارها بازخوانی شدو یکی از مشهور ترین نسخه‌های آن با اجرای اندی ویلیامز است: 

دریافت
 
 

 

  • Yas
  • شنبه ۱۶ دی ۹۶
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !