خوندن سفرنامه‌های ضابطیان همیشه احساسات مختلفی رو ته قلب آدم به جوشش وامیداره.گاهی کتاب رو میبندی و بلند بلند میخندی، گاهی از خط به خطش لذت میبری،گاهی حسرت میخوری،گاهی چشمهات رو میبندی و میذاری خیالت خوب رویا پردازی کنه.

آخرین باری که با خوندن کتابش بغض کردم و برای مدتی کنار گذاشتمش سفرنامه‌ای درمورد آلمان بود.خوندن از فرانکفورت و کلن و  رود راین بیشتر از خوندن هرجای دیگری من رو احساساتی میکرد.اگر هرکسی مدینه‌ی فاضله‌ای در ذهنش داشته باشد برای من اونجاست.حالا این وسط یکهو یادم اومده کلاس زبان لعنتی هنوز توی لیست انتظارم! چند ماه شد، چند ماه مونده؟ ولش کن.

داشتم از خوندن سفرنامه میگفتم و از بغض نابهنگام.کتاب جدید ضابطیان همه‌اش همینه.

"سباستین" کتابی که تمامش شرح سفری است به کوبا.کشوری که شدیدا درگیر فقره،با انقلابی در تاریخش و قهرمانهایی که هنوز تصویرشون همه جا دیده میشه ، اما  با آرمانهای خاک گرفته، و مردمی که درگیر زندگی سخت ،کمبودها و فقر شدید، خوش خلق هستن و تمیز.مردمی که در دنیا به مستقل بودن معروفن.

برای خیلی‌ها شاید کوبا هیچوقت مقصد سفر نباشه و این کتاب فرصتی هست برای از نزدیک‌تر خوندنش و حتی اگر توی لیست سفرهای آینده خودتون کوبا رو داشته باشید باز هم خوندن این کتاب خیلی میچسبه.

یه سفرنامه از زیر پوست شهر، با عکسهای سیاه و سفید،مثل همیشه.

#سباستین‌ــ‌منصورضابطیان