۲۸ مطلب با موضوع «#موزیک» ثبت شده است

Three colors

 سه گانه ی معروف کریستوف کیشلوفسکی کارگردان لهستانی،  به نام آبی، سفید و قرمز آثاری است که او به مناسبت بزرگداشت انقلاب فرانسه ساخته است و هر یک از آنها نشان از رنگهای پرچم کشور فرانسه را دارند .

سه رنگ که سمبل  شعار معروف آزادی، برابری و برادری هستند.

موسیقی متن هرسه فیلم ساختهٔ آهنگساز سرشناس لهستانی، زبیگنف پرایزنر است.


blue-1993
 شخصیت اصلی فیلم زنی است که بر اثر سانحه رانندگی همسر و فرزندش را از دست می دهد و همین حادثه سرآغاز بحران روحی برای اوست.او که به یک باره همه‌ی خوشبختیش را از دست داده،از گذشته، از خودش و از خانه و شهرش و  از هر نوع دلبستگی‌ای فرار میکند.
رنگ آبی در سه رنگ پرچم فرانسه یاد آور مفهوم  آزادی است.شاید آزادی ناخواسته‌ای که شامل حال زن شد،و رهایی غم انگیزش از همه‌ی دلبستگی‌های زندگی.
تلالو تاثیرگذار رنگ آبی را به دفعات در طول فیلم شاهدیم  و در دو اثر بعدی هم متناسب با نام فیلم شاهد بازی تاثیرگذار رنگ‌ها در اکثر صحنه‌های هستیم و رنگ‌ها فیلم را اشباع میکنند.
از هیچ نشانه‌ای در فیلم نمیشود گذشت،موسیقیش خود دنیایی دارد...
دیالوگ:
من قبلا شاد بودم.اما الان فقط یه کاری مونده که انجام بدم :هیچ کاری. دیگه دلم نمیخواد هیچ دوستی،هیچ دلبستگی و هیچ دلداگی‌ای داشته باشم.اینجوری دیگه از دست دادنشون غمگینم نمیکنه.
 
cast: Juliette Binoche,Benoît Régent
IMDb:8-10

 

 

دریافت

white-1994
رنگ سفید نماد برابری است و کیشلوفسکی با این نماد به بررسی این مفهوم و میزان تحققش در جامعه می­پردازد.
فیلم روایت روابط یک زوج و شکست آنها در زندگی است.شخصیت اصلی داستان مردی است که از برابری جامعه مدرن ناامید شده و خود به فکر انتقام از همسر سابقش می­افتد.
 
دیالوگ:
+تو یه حرومزاده‌ای!
-نه نیستم،ولی به پولش احتیاج دارم.
 
cast: Zbigniew Zamachowski,Julie Delpy
IMDb:7.7-10
 
 
 
دریافت

red-1994
قرمز با تمام نماد‌هایی که به تدریج و مداوم نشان میدهد بیشتر از هرچیز درباره‌ی ارتباط و زنجیره هایی است که زندگی ما را به هم متصل کرده و ما را به هم پیوندمان میدهد.شاید این همین برداشتی از رنگ قرمز که با مفهوم برادری در پرچم فرانسه از آن استفاده شده، البته برادری نه به معنای سطحی آن.
اولین صحنه‌ی فیلم یک تماس تلفنی است که دوربین  با دنبال کردن آن وارد شبکه‌ی پیچیده‌ای از خطوط تلفنی میشود که خود جز کوچیکی از روابط پیچیده‌تری است. قرمز سعی در نمایش روابطی دارد که به طور پنهانی برهم تاثیرگذار هستند که حتی ارتباطات روزانه‌ی ما هم جزئی از آن است که بی‌انکه خود بدانیم به طور پیوسته با جهان در ارتباط است و روی زندگی انسان‌ها تاثیرمیگذارد.
داستان فیلم در مورد یک مدل جوان است که اتفاقی سگی را زیر میگیرد و آن سگ متعلق به قاضی بازنشسته و مردم گریزی است که  به تنهایی زندگی میکند و مشغول استراق سمع از همسایگانش است.و این شروع دوستیِ ولنتین و قاضی جوزف است.
 
قرمز در مقایسه با دو فیلم دیگر بهترین اثرِ این سه‌گانه است که میشود بارها دید و هربار از نشانه‌ها و نماد‌هایی که استادانه استفاده شده لذت برد. 
-دیالوگ: 
«در اینجا، زاویه دید من بهتر از صحنه دادگاه است. چون حداقل می دانم حقیقت کجاست.»
 
 
 
دریافت
  • Yas
  • سه شنبه ۶ شهریور ۹۷

مرا رودی بدان و یاری ام کن تا درآویزم

مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سر و پایت
مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطش هایت

مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم 
مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت


دریافت

  • Yas
  • سه شنبه ۱ اسفند ۹۶

شاعر و روشن تو بودی، من فقط از غصّه گفتم

کار من تقدیس آبه، ناله از دست سرابه،

کار تو امّا قشنگه، ساختن باغ از یه سنگه

 

 

 

  • Yas
  • چهارشنبه ۲۵ بهمن ۹۶

تا حالا شده دلت واسه کسی که تا حالا نبوده تنگ بشه یا I know life would suck without you

But I hate you, I really hate you
So much, I think it must be

True love, true love
It must be true love
Nothing else can break my heart like
True love, true love
It must be true love
And no one else can break my heart like you


 

 
  • Yas
  • چهارشنبه ۲۰ دی ۹۶

314


?Can you paint with all the colors of the wind

disney_songs#

 

  • Yas
  • دوشنبه ۱۸ دی ۹۶

Breakfast at Tiffany's

 

گمگشتگی میان رویا و واقعیت،معصومیت در عین غوطه‌وری

 

کتاب :

هنوز گربه توی بغلش بود.«هپلی بیچاره!» این را گفت و سر گربه را خاراند.

«هپلی بیچاره‌ای که اسم هم ندارد.بعضی وقتها واقعا سخت است.همین که اسم ندارد را میگویم .اما من حق ندارم اسمی رویش بگذارم.باید صبر کنم تا مال کسی شود.ما دوتا یک روز لب رودخانه به هم برخوردیم.اصلا به هم تعلق نداریم. هم او موجود مستقلیست هم من.تا روزی که بدانم جایی را پیدا کرده‌ام که من و چیزهایش به هم تعلق داریم،نمیخواهم مالک چیزی باشم.خودم هم درست نمیدانم آنجا کجاست اما میدانم چه شکلیست»


---


لبخند زد،از آن لبخندهای غمگین و کم رمق.زیر لب گفت:«اما من چی؟»و باز لرزید.«خیلی میترسم.آره،بالاخره ترسیدم چون ممکن است تا ابد طول بکش.تا وقتی چیزی را دور نینداخته باشی،نمیفهمی مال تو بوده.قرمزهای عوضی هیچی نیستند.زن چاق هیچی نیست.اما این یکی نه،دهانم آنقدر خشک شده که اگر برای زنده ماندن لازم بود تفی بکنم، نمیتوانستم»
سوار ماشین شد و ولو شد روی صندلی.«ببخشید آقای راننده، برویم.»


صبحانه در تیفانی
ترومن کاپوتی
ترجمه بهمن دارالشفایی

 

فیلم : 
هالی گولایتلی، دختر جوانی است که در نیویورک به تنهایی زندگی می‌کند. ماجرای داستان روایتی است از  زندگی هالی دختری زیبا با سادگی معصومانه‌ و در عین حال روحی وحشی و گریزپا که انگار در مرز بین رویا و واقعیت سرگردان شده و آشناییش با نویسنده‌ای جوان باعث دگرگونی زندگی هر دوی آنها می‌شود.
داستان فیلم با ماجراهای کتاب تفاوت‌های زیادی دارد،میشود گفت فیلم بیشتر برداشتی از داستان صبحانه در تیفانی ترومن کاپوتیست.یک اثر ماندگار از سینمای کلاسیک که شاید شهرتش بیشتر از خود رمان باشد. 
همانقدر که تماشای فیلم برای دوست داران آثار کلاسیک و طرفداران آدری هیپبورن شیرین است، از خواندن کتابش هم نباید غافل ماند...
 
Breakfast at Tiffany's
1961
IMDb:7.7-10
drama/comedy
Director: Blake Edwards
... , cast: Audrey Hepburn, George Peppard 
 
دیالوگ:

پل : هالی، من عاشق تو شدم

هالی : خب که چی؟

پل : که چی؟ خیلی واضحه ، من عاشقت هستم

هالی : مردم تعلقی به همدیگه ندارن

پل : البته که دارن

هالی : من هیچوقت به هیچکس اجازه نمی دم من رو بندازه توی قفس

پل : من نمی خوام تورو توی قفس بندازم. من می خوام عاشق تو باشم

هالی : اینا هر دو یک معنی میدن

پل : نه این معنی رو نمیدن. هالی...

هالی : من نه هالی هستم و نه لولا مای. من نمی دونم کی هستم، من شبیه این گربه ای هستم که اینجاس؛ یک زوج بدون نام و شلخته. ما به هیچکس تعلق نداریم و هیچکس هم به ما تعلق نداره. ما حتی به همدیگه هم تعلق نداریم.

 
 

 

moon river

ترانه‌ای سرودهٔ جانی مرسر با آهنگسازی هنری مانچینی است که نخستین‌بار  آدری هپبورن، آن را در این سکانسی از این فیلم خواند که با استقبال روبه رو شد

 

Moon river wider than a mile
I'm crossin' you in style someday
Old dream maker, you heartbreaker
Wherever you're goin', I'm goin' your way

 


دریافت 

 بعد از آن بارها بازخوانی شدو یکی از مشهور ترین نسخه‌های آن با اجرای اندی ویلیامز است: 

دریافت
 
 

 

  • Yas
  • شنبه ۱۶ دی ۹۶

۲۹۹

یک)تعاریف زیادی در زندگی بیهوده‌اند

مثل وطن

که آدم را ناخوش میکند

مثل دلتنگی و غم در کشوی اول

روی لباسی که در آن گریه کرده‌ای

-الهام اسلامی

 

دو) خراسان من از خواننده افغان خلیل یوسفی

-که آدم را ناخوش میکند-

دریافت

  • Yas
  • سه شنبه ۲۸ آذر ۹۶

در بندر تهران

موج تا لب آ لب میدان آزادی می آید و بر می گردد و 

مرغان دریایی مهرآباد در پرواز

 کاش یکی شان سوارم کند 

و بر بالِ خود آرام ، آرام 

مرا با خود ببرد به هر کجا که دلش خواست

دریافت

 


داشتم فکر میکردم قبلاها بالهای صورتی و براق قشنگی داشتم،دختر آن ور شیشه‌ی پنجره شانه بالا میاندازد "خب که چی؟ پا که داری، با آنها راه برو". کفش های آهنی به پا کن و برو.

او بی تفاوت است و من اما خشمگین.خشمم را میریزم توی غذایی که میخورم،چایی که دم میکنم،خشمم را میریزم روی جزوه‌ی صنعتی،پرتابش میکنم به صورت آدمهای اطرافم،من از عمق وجودم خشمگینم.

از خودم، از خانواده‌ام ، از اویی که وجود ندارد، از استاد دانشگاه، از خانم عین که معلوم نیست با مدارکم چه کرده که نیستند و حالا کارهایم زیادتر شده،از راه‌های رفته و نرفته، از خودم، از خودم ، و «از ناتوانی این دستهای سیمانی و یاس ساده و غمناک آسمان»*، از بال صورتی و براقی که نیست.

من میخواهم پرواز کنم اما بالهایم درنمی‌آیند.خشمگینم.خ ش م گ ی ن 

 

*فروغ

  • Yas
  • دوشنبه ۶ آذر ۹۶

278

چی میبینم؟

مانی پولهایی را که باید به رئیس گانگسترش برساند از دست داده،از لولا کمک میخواهد و  او 20 دقیقه وقت دارد : یا صدهزار مارک یا مرگ. 

لولا شروع به دویدن می کند و ما در سه سناریوی مختلف، شاهد تلاش او برای رهایی مانی و مصمم تر شدنش برای رسیدن به هدف هستیم.

حرف اصلی این فیلم تاثیر زمان و ثانیه ها در سرنوشت و زندگی انسانها و اتفاقاتی که از سر میگذرانیم است.نگاه کردن به تقدم  تاخر رویدادها، وقتی تفاوتش به مرگ و زندگی میرسد و نفس را در سینه حبس میکند. 

فیلمی که از نوع شروعش،تا حرکت دوربین، گره خوردنش با انیمیشن را میشود تفسیر کرد،شاید هرکس با دید خود:

انسان محوری، یا سرنوشت ؟

شاید هم مخلوطی از هر دو.

run lola run

1998

IMDb: 7.7-10

germany


 


چی گوش میدم؟
 
دریافت
 
All of these lines across my face
Tell you the story of who I am
So many stories of where I've been
And how I got to where I am
But these stories don't mean anything
When you've got no one to tell them to
 

 

  • Yas
  • چهارشنبه ۲۴ آبان ۹۶

ما، زخمی رویاهای رفته به بادیم

 

  • Yas
  • جمعه ۱۹ آبان ۹۶
فیلم و کتاب، یه چندتایی عکس،دو سه تا موزیک... لابه‌لاش شاید حرف هم زدیم، از اینور ، اونور...