۵ مطلب با موضوع «#نقدانه» ثبت شده است

چه کنی پرسش تاریخ حوادث، پروین / ورقی چند سیه گشته ز کرداری چند

این کتاب مرا غمگین کرد. انگار خواندن آنهمه ظلم و حماقت و سیاهی یک جا باهم برای روح آدم سنگین است.مدام کتاب را میبندی خیره میشوی به گوشه‌ای و تصور میکنی بهت مردم را از به توپ بستن مجلسشان و لت و پار شدن نماینده‌های زیر مشت و لگد روسها، یا تصور ستارخان فراموش شده در بستر مرگ، یا سکوت باقرخان، یا  فواره زدن طلای سیاه از خاک مسجد سلیمان و فریاد اویل اویل خوشحالی زالوهایی که تا جا داشت مکیدند و مکیدند، و آهی کشیدی و گفتی لعنت به روزی که در این خاک نفت رسیدند، و لعنت به جهل.

جهلی که انگار به زندگی مردم گره خورده بود، که در مواجهه با هر چیزی که کمی رنگ و بوی تمدن داشت اول بار سنگ زدند، زیر لب دعا خواندند و فوت کردند،از جن خواندن دوچرخه‌سوارها بگیر تا آسیب زدن به سیم‌های تلگراف لامپ‌های خیابان ها  که حتما دست شیطان در کار است،گرامافون هم لابد خر دجال است.

+

و زنان قاجار هم که معروفند.هرزگاهی عکسی از یکی از آنها در فضای مجازی با خنده و شوخی دست به دست میشود که هیبت و ظاهرشان را نشانه رفته اما کمتر کسی میگوید از تاج السلطنه دختر جسور ناصرالدین شاه ،از مدافعان حقوق زنان، آزادی و برابری که آرزو داشت ای کاش پدرش مردم ایران را اندا‌زه‌ی گربه‌اش ببری خان دوست میداشت، و دفتر خاطرات مینوشت و از شاهان قاجار و دربار انتقاد میکرد و ویکتور هوگو میخواند! 

یا انیس الدوله سوگولی ناصرالدین شاه که ابروهایش از زیادی وسمه به شاخ و برگ درختان شبیه بود ، با چهره‌ای خونسرد و چشمان غمگینش زنی مقتدر و باهوش بود و آنقدر از خودش جنم نشان داد تا با همان چاقچور و سرخاب سفید‌اب‌هایش به همراه همسرش به عنوان ملکه‌ی ایران به سفر خارجی رفت، در تحریم تمباکو با جسارت قلیان جلوی شوهرش نگذاشت، حتی حاضر نشد زن رسمی شاه شود تا آزادیش را از دست ندهد و حکومت کاشان هم به او داده شد.

بعد می‌آیند دهن باز میکنند که ای وای سبیل‌های انیس الدوله را دیده‌اید؟


+این  یک کتاب چهارصد و خورده ای صفحه‌ایست و حرفها برای گفتن زیاد دارد. اما نمیتوان در کشوری که هر اثری از دم تیغ سانسور میگذرد انتظار روایت‌های بیطرفانه‌ای داشت ، مخصوصا هرچقدر به قول نویسنده به انقلاب پدرانشان نزدیک میشدیم این قضیه بیشتر توی چشم میزد و روی اعصاب میرفت! حیف که خانم نویسنده فراموش کرده بود ادمها سیاه و سفید نیستند و کسانی که ازشان به عنوان خونخوار نام میبرد، حداقل خزینه‌های چرک و کثافت را که در آن مردم با هر مرض و کثافتی کنار هم خودشان را میشستند و ابش خدا میداند کی به کی عوض میشد برچید و این داستان را منصفانه روایت کرد، اما ایشان ترجیح دادند بگویند اتاقک‌هایی که با دوش‌های شخصی برای استحمام در نظر گرفته بودند گاها محیط سردی بود...ای بی رحم که مردم را حتی در گرمابه گلستانشان به حال خودشان رها نمیکردی. باشد، شما درست میگویید ، دو نقطه خنده! 


+عنوان از پروین اعتصامی



  • Yas
  • شنبه ۷ مهر ۹۷

انسان کلا موجودیست سیاسی، ارسطو میگه

امروز در جمعی سوال شد که سیستم حکومتی مورد قبول هرکدام از ما کدامست ، اکثرا طالب دموکراسی بودند اما در اقلیت کسانی بودند که انتخابشان برای من جای مطالعه داشت، و آن هم تمایل به مکتب آنارشیسم بود.

 [ آنارشیسم یا اقتدارگریزی (سروری‌ستیزی) در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه‌ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است. آنارشیسم، برخلاف باور عمومی، خواهان «هرج و مرج» و جامعه  نیست، بلکه همکاری داوطلبانه را درست می‌داند که بهترین شکل آن ایجاد گروه‌های خودمختار است. طبق این عقیده، نظام اقتصادی نیز در جامعه‌ای آزاد و بدون اجبار یک قدرتِ سازمان‌یافته بهتر خواهد شد و گروه‌های داوطلب می‌توانند بهتر از دولت‌های کنونی از پس وظایف آن برآیند.]

وقتی درباره ش میخوانی و صحبت میکنی آرمانهای قشنگ-قشنگی هستند اما برای لحظه ای تصور اجرا شدنش هم مو بر تن من یکی راست میکند! وقت آن نرسیده که بفهمیم این تفکرات راهی به عالم حقیقت ندارند؟

کافیست با مطالعه مختصری در مورد مارکسیسم به این نکته برسیم که با وجود برداشت‌های مختلفی که مارکسیستها  از مارکسیسم دارند وجه اشتراک تمام آنها در چند خط خلاصه میشود.

«واژگونی نظام سرمایه‌داری از طریق انقلاب کارگران و لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و لغو کار مزدی و ایجاد جامعه‌ای بی طبقه با مردمی آزاد و برابر و در نتیجه، پایان ازخودبیگانگی انسان»

و اما در جهان واقعی نتیجه این تفکرات میشود ، نمونه ی  اسلامی  آن و مجاهدین خلق، حکومت  فیدل کاسترو در کوبا ، و یا صدام حسین در عراق! 

روی کاغذ حرفهای قشنگتری هستند ، برابری ، مساوات ، آزادی، تفکرات ضد بورژوایی ، حمایت از کارگر و  غیره ، اما در عمل منجر میشوند به شکست ارمانها، دیکتاتوری،خودکامگی ، فشار اقتصادی و خفقان اجتماعی !

اخرش شاید برسیم  به نظر چرچیل که میگفت دموکراسی بدترین آیین حکومت است اما از همه ی آیین های امتحان شده بهتر ... 

  

آدم مدام میخواند و میخواند و آخرش با خودش میگوید اگر حق انتخابی داشتم و اشتباه میکردم چه؟ به راستی با کدام هوش و منطق و درک شعوری  و بی ذره ای تردید ، خودخواهانه و خون به چشم نشسته سالها قبل این آش را برای ما پختند؟ با وجدانشان چه میکنند؟

پ ن : اینا ترجیحات منه، دلیل نمیشه با مال شما یکی باشه:)

  • Yas
  • پنجشنبه ۱۴ دی ۹۶

ایران vs عربستان

طرح از #ماناـــ‌نیستانی



  • Yas
  • جمعه ۱۴ مهر ۹۶

درسی از این روزها

یک بار برای همیشه برایمان روشن شود که هر عقیده‌ای قابل احترام نیست! این اصلا ربطی به روشن‌فکری و دموکراسی ندارد! 

من به عقیده‌ی تو تا آنجا احترام میگذارم که محدوده‌اش به زندگی خودت ختم شود، اگر عقیده‌ی تو من را تهدید کند، آینده‌ی من را تحت شعاع قرار دهد یابه هر نحوی آزارم دهد، انتظار احترام و سکوت نداشته باش! 

تو میتوانی از قرمه سبزی متنفر باشی، محجبه باشی، آتئیست باشی، از داریوش خوشت نیاید یا چمیدانم، دوست داشته باشی روی دست‌هایت راه بروی، به من مربوط نیست و خود دانی و خودت! 

اما اگر محجبه باشی و من را ملزم به رعایت حجاب بدانی، آتئیست باشی و خدای من را به سخره بگیری، از دیوار سفارت بالا بروی، قلدر بازی دربیاوری که تحریم‌ها سگ که باشند و خیلی از این دست خزعبلات، باید بگویم نه تنها احترام جایز نیست بلکه تا جایی که میشود باید مبارزه کرد.

دست از این فیگور‌های اشتباهی بردارید، احترام به عقاید حد و مرز دارد و حدش زندگی دیگران است، وگرنه آن اسید پاش جانی هم حتما عقیده‌ای پشت عملش بوده! 

*احترام برای کسانی است که شایسته‌اش هستند، نه آنهایی که تقاضایش را دارند

  • Yas
  • يكشنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۶

۱۰۹

تو کشوری که خیلی از سایتهای کاربردی و اپ‌ها ف.ی.ل.ت.ر هستن، به وبسایت‌هایی میرسی با آرم نازیسم.کاملا پربار و طبقه بندی شده،از گالری عکس‌ها تا دانلود کتاب‌های پی دی اف، و نشون‌های حزب نازی و رایش سوم گوشه کنارش که خیلی شیک داره فعالیت میکنه! بالای سایت هم نوشته که هرگونه وابستگی سیاسی حزبی رو رد، و جنگ علیه بشریت و نژاد پرستی رو سرزنش میکنه و در ادامه با مطالبی مثل به نام یزدان پاک هیتلر ما،و عرض تبریک تولد اسطوره به فعالیت ادامه داده و توی کتابخونش کتابایی مثل "نژادپرستی یا حفاظت نژادی؟"(وات؟:|)پیدا میشه.

خب حالا که اینقدر خوبه، تائید شده هم هستن،بریم همه باهم به دسته‌ی نئونازی‌ها جوین شیم! هایل ماین فیوقه اصن! 

:|


  • Yas
  • چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۹۶
فیلم و کتاب، یه چندتایی عکس،دو سه تا موزیک... لابه‌لاش شاید حرف هم زدیم، از اینور ، اونور...