فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

یا فردا شب بعد کلاسها خوشحال و خندان خودم رو میبرم سینما، یا افسردگی میگیرم و میام اینجا شما رو میبندم به چـ... ناله!

/ بازدید : ۴۲

من آدم فرار کردنم،آدم فرار کردن از آدمای دوست نداشتنی.حالا این فرار کردن گاها چه انرژی‌هایی که ازم نگرفته،در صورتی که خنثی شدن گزینه‌ی به صرفه‌تری بوده.

مثلا استادی بیاد و اینقدر کم شعوری کنه که در درجه‌ی اول روزی از هفته برات تبدیل شه به جهنم، با گذشت چند هفته ردیف صندلی‌هایی که انتخاب میکردی به عقب و عقب تر کشیده بشن ، نهایتا وقتی موقع درس دادن نگاهش کنی برگرده بگه خانم یک نظر حلال هست و زل نزن به بنده، تو زیر لب میگی خیلی گاوی ،از خیر چهار واحد میگذری.اونوقت ۱۶ واحد برات میمونه که با چنگ و دندون باید حفظشون کنی.بعد یک جلسه خوابت میبره و به امتحان میانترم نمیرسی، و جلسات بعدی با مریضی به تخت منگه میشی و تو میمونی و استرس حرف زدن با استاد ، که جان خودت حذف نکن.کاش فردا من نمونم و حوضم و ۱۳ واحد.کاش شعور به خرج بده و گواهی بیمارستان از خشمش بکاهه! :/ 


۱۶
مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
۲۳ ارديبهشت ۱۹:۳۲
میکاهه ایشالا غصه شو نخور
پاسخ :
امیدوارم:(
__ نَسیم __
۲۳ ارديبهشت ۱۹:۳۵
ایش . بزنش که پا نشه خاب :/
پاسخ :
اون یکی ؟ نمیشه بش دست زد که ، نامحرمَم=)) 
مرتیکه بیمار بود،از این بیمارای جنسی فت و فراوون تو مملکت
نی لو
۲۳ ارديبهشت ۱۹:۳۶
ای واییییی
حیف اسم حیوون رو بعضی از آدما بذاری، تازه خیر سرشون استادای دانشگاهن، صد رحمت به لات و لوتای خیابون، حداقل ادعای شعور و فرهنگ ندارن، چقدر عصبانی شدم ،میرفتی گزارششو میدادی به حراستی جایی حداقل :|||||||||


ایشالله که خودت رو میبری سینما! :)
پاسخ :
یه دختره رو از کلاس بیرون کرد فقط چون کنار پسر نشسته بود! یعنی مریض واسه این لغت خیلی پیش پا افتاده‌ای هست
یه بار اون اولای ترم یه دختره بهش گفت استاد خسته شدی شما خودتم، یه انتراک بده! برگشت گفت خانوم من باید نگران خستگی من باشه نه شما! :/ 
الله اکبر=)))))


ایشالا:))
Pary darya
۲۳ ارديبهشت ۱۹:۴۰
((-:به امید سینما
پاسخ :
:))) امید بذر هویت ماست =))
مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
۲۳ ارديبهشت ۱۹:۴۷
حالا یه بحث خارجی
اگه آدم بخواد گواهی موجه کردن غیبت بگیره باید چی توش باشه دیقا که کمیسیون بپذیره؟
پاسخ :
نمیدونم:/ کارم به کمیسیون نکشیده اصن، فک کنم پزشک متخصص باشه ولی نمیدونم بازم:((
لیمو ...
۲۳ ارديبهشت ۲۰:۰۴
ارزوی مووووفقیییییت:)
پاسخ :
ممنونم لیمو جان:)
صخره .
۲۳ ارديبهشت ۲۰:۲۲
خانوم؛شما اسم بده نعش بدمت.
نترس رفیق 
خدا هواتو داره میفهمه مریضی رو:)
[چشمانش رو به نشان اطمینان باز و بسته میکند]
پاسخ :
ایشالا باهام راه میاد فردا با حال خوب میام اینجا:)) 

^ـ^ چشمات!♥
صخره .
۲۳ ارديبهشت ۲۰:۲۶
پس از خواندن کامنتا: عجب گاویه:/ بفرست بیاد یه دو سه تزریق روش بریم دو سه روز لال شه:/ کره شتر:|
خالی شدم:-D
پاسخ :
دلت میاد؟ به شیر کاکائو فکر کن! بعد ببین دلت میاد به همچین موجودی بگی گاو؟:/
:))
shirin m.k
۲۳ ارديبهشت ۲۲:۲۴
دارم به این نتیجه میرسم که چقد شکل همیم 
منم باید برم بیافتم به پای استاد که حذف نکنه درسی که دیگه ارائه نمیشه 
تازه با استرس و درد و سری پاهام 
گواهیم ندارم چیکار کنم!؟
پاسخ :
برو باش حرف بزن قبول میکنه، 
اگه نکرد یه دکتر اشنا پیدا کن گواهی بگیر ازش، نگران نباش
بای پولار
۲۳ ارديبهشت ۲۳:۱۰
اسم استادای دانشگاه می آد کهیر می زنم و چقدر به اینا که ذوب ولایتشون می شن و می پرستندشون حساسم! واقعا افراد غیر قابل اعتمادی هستند. من نمی دونم چرا آدم نمی شم و بارها چوب رفاقت باهاشون رو می خورم ولی...
پاسخ :
یه استاد جیگر داریم، باید ببینیش که تصورت نسبت به اساتید برگرده! اینقدر ماهه! همه رو هم مثه چی میندازه، ولی باز دوستش داریم:))
میم _
۲۳ ارديبهشت ۲۳:۱۴
چه بد شانسی :/
پاسخ :
:((( خیلی ، خیلی
خیلی
رسول
۲۳ ارديبهشت ۲۳:۳۷
امیدوارم و خوشبینم که از خشمش خواهد کاهید ;) :)
پاسخ :
^ـ^ممنونم ، من هم امیدی دارم ، امید بذر هویت ماست:/ =))
بای پولار
۲۳ ارديبهشت ۲۳:۵۴
اتفاقا منم به این استادایی که همه رو با یه چوب می زنند حس بهتری دارم. حداقل تساوی برخورد دارند و بی شیله پیله ترند!!!
پاسخ :
:)))دقیقا ! این استاد یه بار همه واحداشو گرفتن ازش جز یه کلاس فقط، چون زن رئیس دانشکده رو انداخت حاضر نشد پاسش کنه با دستور از بالا=))
Fa E||a
۲۴ ارديبهشت ۰۴:۲۰
می گفتی نههه استاد بذاااار زل بزنم بسکه زگزی و جذابی، من اصن بخاطر تو اومدم این رشته و این دانشگاه و هر هفته لحظه شماری میکنم واسه این روز و این ساعت 😒
پاسخ :
=)))))))))))) یعنی منفجر شدم با خوندن کامنتت+ ایموجی تهش=)) عالی بود!
واقعا! میرفتم میگفتم یه نگاه کن فقط، بی تو هرگز با تو عمری:))
صخره .
۲۴ ارديبهشت ۲۲:۲۶
از صبح تا الان هر وقت ذهنم ازاده فکر میکنم: پسر شیرکاکاعو! عجب خبطی کردم به این استاده گفتم گاو!
شیییییییر کاکاعوووو میفهمییی؟:-D 
هیچی دیگه:-D
پاسخ :
صخی دلم شیر کاکائو خواست:/ =))
دختر آشوب
۲۹ ارديبهشت ۱۳:۰۶
انشاا...از خشمش بکاهه
پاسخ :
کاااااااااسته شد^ـ^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان