+دوست پسر الف به ایران رسید و قرار شد در روزهای آینده درمورد کار صحبت کنیم.نقطه‌ی تاریک ماجرا اونجاست که زده‌اند به تیپ و تار هم و احساس میکنم من به خاطر آشنایی با الف قرار است مظلوم این دعواهای بی معنی باشم.خب چتونه زندگیتونو بکنید دیگه !


+پدرزن کاندیدای تتلیتی گفته چیزی که انقلاب و رهبری رو تهدید خواهد کرد همین مردم ، دموکراسی و انتخابات هست! خب خدا رو شکر که به مفهوم جمهوری و هدف انقلاب شکوهمند هم رسیدیم.


+یه دانشجو از بین خودمون میره مسئول انتشارات میشه و همین "مسئولیت" باعث میشه فکر کنه خیلی خبریه پس میتونه با  لحن تند جواب بده، صداشو ببره بالا، بی احترامی کنه و تو شلوغی آخر ترم ول کنه کار رو بره چای بیاره ! از خودمون شروع کنیم، بعد به کارمندای ادارات، به وزیر و وکیل مملکت ایراد بگیریم، اونا هم از همین بستر به اینجا رسیدن و مملکتمون با همین دور باطل هی داره بیشتر توی گل فرو میره.