فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

یه بار برای همیشه

/ بازدید : ۶۹

حتما تا به حال با پست‌ها و هشتگ‌های بدن من روبه‌رو شدید.زیر پست اینستاگرامی کسی نشستم به خوندن کامنتا.چه ظلم‌ها، چه ظلم‌ها که در حق خودمون نکردیم، پای خیلی از حرفا گریه کردم، بعد برای خودم هم.

از خودم که حرف بزنم، من یه نامادری سیندرلا توی ذهنم دارم، که مدام آزارم میده، و تا جایی که میشه تا الان بر همه پوشیده مونده.

این قضیه از دوران راهنمایی برام بوجود اومد، اونقدر طولانیه که از پس ریشه یابیش برنمیام، یادم نیست کسی از ظاهرم ایرادی گرفته باشه یا حرفی زده باشه که توی ذهنم تبدیل به یه وحشت بشه!

ولی یادمه یه دوستی به اسم مریم داشتم همش بهش میگفتم چرا فرم استخون صورتم این شکلیه! خب من استخون بندی زاویه داری دارم، اون ساعتها میشست برام حرف میزد که این خیلیم قشنگه ، فلانه بهمانه، و من یه ماه بعد دوباره میگفتم واقعا چرا؟

یه بار بهم گفت تو واقعا میای اینا رو بگی که من بهت بگم خوشگلی خوشحال شی؟:)) من اون موقع عقب کشیدم، خیلی کم پیش میومد از کسی درباره ایرادم حرف بزنم، در جواب تعریفایی که گاها مینشیندم نمیگفتم اشتباه میکنی به نظر خودم که اصن خوب نیستم، لبخند میزدم و میگفتم مرسی ! ولی صدای توی ذهنم هیچوقت خفه نشد. من سر خط‌های روی صورتم هم حساسم. بین هزارتا عکس شاید یکیش بتونه منو قانع کنه که بذارم سر پروفایل. اگه عکسی از خودم بذارم اینستاگرام شاید ساعتها فکرم درگیره نگاه کن! ابروهات جفت نیافتاده!برای همین خیلی از عکسا پاک میشدن فقط واسه برگشتن ارامش به روح و روانم که جهنم، بیا !پاکش کردم!

خیلی از دوستای اینجا،اینستای منو هم دارن و خب چهر‌ه‌ی منو دیدن، اگه بخوام اون صدای لعنتی رو قطع کنم باید بگم نه شاخ دارم، نه چشام لوچه، نه کچلم یا نمیدونم چی! ولی بزرگترین دشمن خودم هستم. 

امروز داشتم برای جیم چیزی رو تعریف میکردم و واقعا حواسم نبود دارم افکار همیشگی زیر پوستیمو بروز میدم، همین وسواس‌های فکری. از واکنشش اول جا خوردم، بعد دلم برای خودم که اینقدر اذیتش میکنم سوخت، حتی گریه کردم، شکه شدم.

انگار از جسم خودت خارج میشی و از بالا میبینی داری چی کار میکنی، یه جایی باید به خودت بگی بسه، واقعا تمومش کن.

این بار دیگه پای خودم می‌ایستم و از شر این صدا خلاص میشم. این ۷-۸ سال آزار دیدن کافیه.

نوشتم یه بار برای همیشه و اینا رو خالی کردم اینجا، شاید کسی مثل من خوند و از راهش برگشت، و خودم هم سبک کنم این بار و برم جلو...

+مرسی جیم

۱۸
مرد پاییزی
۱۱ خرداد ۱۳:۵۶
تازه حتی اگه زشت باشیم یا عیب و ایرادی هم باشه خب تقصیر ما چیه ؟ خلقت خداست دیگه. و اینکه همیشه با دیگران مقایسه میشیم، حتی اگه خیلی خوشگل هم باشیم، هزارتا ویژگی دیگه هست که توی اون ویژگی‌ها، عده زیادی از ما برتر باشن و این ممکنه همین حس بد رو برامون ایجاد کنه. 
هیچ کس توی همه چی پرفکت نیست. همه ما ویژگی‌های فوق العاده و ویژگی‌های بد داریم. 
پاسخ :
من واقعا با تموم حرفا موافقم! تقصیر که هیچی این حتی عیب هم نیست. من به شخصه هیچوقت کسی رو واسه قیافش قضاوت  نکردم که بگم زشته یا اینش بده یا چی! ولی این رو به صورت غیر ارادی روی خودم اجرا میکردم خیلی خیلی سختگیرانه 
و خب با حرفای منطقی که قبولشونم دارم نمیشد جلوشو گرفت، شاید نمیخواستم.الان بسم الله گفتم:))
خانم جیم
۱۱ خرداد ۱۴:۰۶
چند بار خونده باشم پستتو خوبه؟! هربار اشک نشست تو چشام.. من پشت تمام این چیزایی که نوشتی یه دختری رو میبینم که میخواد واااقعا سعی کنه این نامادری سیندرلای درونشو از بین ببره و انقد قوی میبینمش که مطمئنم میتونه اینکارو بکنه.. انقد قبولش دارم که میدونم موفق میشه.. میدونم تلاش میکنه.. و من بیشتر از هر وقت دیگه ای دوست دارم این دخترو تو بغلم بچلونمش :****** 
پاسخ :
عزیزم! چند بار این کامنت رو خوندم اشکی شدم لبخند زدم، دوباره لبخند زدم!
اره، یکی از اون فرشته بی بی دی ببودی بی بی دی ببودی بو ها بیارم جاش =)))))))) 
مرسی واسه تلنگر اول، و این حمایت الان... خیلی از نظر ذهنی بهش احتیاج داشتم:)♥
خانم جیم
۱۱ خرداد ۱۴:۱۸
فرشته بی بی دی ببودی بی بی دی ببودی بو.. دیگه انقدم جلف نه :|
=)))))) 
پاسخ :
خیلی مهربون بود که ! با اون چوبش^ـ^ حس نمیکنی باید یکم بزرگ بشم؟=))))))))))
صخره .
۱۱ خرداد ۱۴:۳۳
:) ماچ یو 
پاسخ :
ماچ بک :*
صخره .
۱۱ خرداد ۱۴:۳۹
در این موارد سامان درون رو بروشنید:-D
پاسخ :
نفهمیدم سامان درون چی؟
میم _
۱۱ خرداد ۱۴:۵۸
باید بگم من هم مثل تو بودم و الان هم هستم ولی شدتش به مراتب کمتر شده.
یه روز به خودن گفتم اه بس کن دیگه ۲۰ سال دیگه همه مثل هم میشیم دیگه زشتی و خوشکلی چه معنی میده.
اونجا بود که سعی کردم با یادگرفتن چیزای مختلف تو زندگیم هم سرم رو گرم کنم و هم ارزش خودم رو بر اساس اون کارها بدونم نه قیافه یا چیزی
پاسخ :
:)))) ۲۰ سال دیگه همه مثه هم میشیم! عالی بود:))
دقیقا اصل کاری همین شخصیتمون، اهدافمون و سبک زندگیمونه که مهمه اینا واقعا ارزشی نداره در مقابل اصل
انگور ...
۱۱ خرداد ۱۵:۲۸
من خودم از صد تا نامادری سیندرلا بدترم برای خودم . نمیدونم این اپیدمی خوشگل شدن چرا اینطور به جون همه افتاده که یه سریا انقدر با خودشون نامهربونن و یه سری ها هم انقدر از خودشون ناراضی که افتادن به جون لمل کردن اقصی نقاط بدنشون . حالا باز خوبه ما تو گروه اول بودیم و فقط نامهربون بودیم و غر زدیم و روحمون رو آزرده کردیم! اما واقعا باید کم کم خودمونو بیشتر دوس داشته باشیم . تو راهشو بلدی؟
پاسخ :
روحمون رو آزرده کردیم... واقعا همینه انگور!
راستش راه خاصی ندارم، هنوز به ذهنم نرسیده واقعا، فقط قدم اولو برداشتم
shirin __
۱۱ خرداد ۱۷:۳۳
هرچیم بقیه بهت بگن ایرادی نداره شاید فقط یکم از حجم فکرت برای چند لحظه کم بشه ولی در اخر خودمونیم که باید برای خودمونیم یه کاری کنیم 
مطمئنا خیلی سعی کردی که این نامادریو یقه لباسشو بگیری و یکی بزنی پشتش و بیرونش کنی ولی دوباره خودت درو باز کردیو راهش دادی داخل
منم پستای یه سری از بچه ها رو خوندم واقعا دلم گرفت که چرا ما اینجوری میکنیم 
من دیگه از فک کردن به خودم دست برداشتم وقتی دیدم نمیتونم این فکرای مریضو بیرون کنم و کاری برای خودم انجام بدم بیخیال خودم شدم 
ولی شماها دوستای منید بیشتر از خودم شماها رو دوست دارم حتی کسایی که توی وبلاگ دارن و ندیدمشون واسه همین دلم نمیخواد شمااا خودتونو فراموش کنید 
یادته دفه های اول که دیدمت همون اولا بهت گفتم لبخند مکعبی 
چقد برام جذاب بود استخون صورتت 
بهت میگفتم جینجر :))))))))

پاسخ :
دقیقا! تا باورش نکنی هرچقدرم بگن واسه تو یه تعارفه! باید دست از سر کچل خودمون برداریم:)) 

بیخیال نشو! قدم اول رو بردار، مهم نیست چقدر اروم پیش بری و چقدر جواب بده. مهم اینه که همون یه قدم رو دیگه برنگردی عقب! 

:))))))) لبخند مکعبی ! اره جینجر هم یادمه! اتفاقا چند شب پیش یه قسمتایی ازشو دیدم اتفاقی کلی یادت افتادم.

:))))) 
یــاسـᓄـךּ ●‿●
۱۱ خرداد ۱۸:۱۳
امیدوارم همه ی ما پی به اشتباهاتمون ببریم و تغییر مثبتی تو زندگیمون ایجاد کنیم :)
امیدوارم تو هم تو صمیمی که گرفتی موفق باشی عزیزم:)
پاسخ :
منم امیدوارم:)
مرسی یاسمن عزیزم:)
رستاک :)
۱۱ خرداد ۱۸:۵۵
عزیزم یاسی!
چقدر برات ناراحت شدم!
چقدر با خط به خطت بغض کردم!
چقدر برام آشنا بود این جنس حرف ها...
کاش یه روز هممون بتونیم علیه دیو درونمون انقلاب کنیم!
پاسخ :
فکر کنم هممون به یه تلنگر نیاز داشتیم. که به خودمون بیایم و یه قدمی برداریم
حالا که یه جوری این احسااسات از اعماق روحمون بیرون اومدن و ازشون حرف زدیم.از این توفیق اجباری استفاده کنیم:)


منم امیدوارم:)
Yas
۱۱ خرداد ۲۰:۰۷
بچه ها محض خاطر اینکه رومون بشه تو رو بقیه نگاه کنیم پست اخر رو عدم نمایش زدم وقتی بچه‌ها رفتن ، مرسی از همتون روحم تازه شد:))
آقا علیرضا
۱۱ خرداد ۲۰:۳۵
کدوم انسان هست که کامل باشه :/
بالاخره ما خلقتمون اینجوری یه سری خوبی و بدی داریم دیگه
پاسخ :
موافقم ،حرفت درسته.:)
رسول
۱۲ خرداد ۰۳:۵۱
اون هشتگ و جریان بدن من که تو اینستا و بعد توییتر به راه افتاد خیلی خوب و مفید بود. مسئله زشتی یا زیبایی یک فرد نیس، به نظر من بیشتر پذیرش اینه که شخصیت یک ادم ربطی به ظاهرش نداره. و دیگه اینکه ظاهر کسی به بقیه ربطی نداره! در کل، ظاهر هر کسی زیبا یا نه (با تمام معیارهای سلیقه ایش) به کسی حق نمیده که بخواد راجع بهش نظر بده یا بدتر، بخواد قضاوت کنه. متاسفانه مسئله ی تلاش وسواس گونه برای زیبایی، کاملا یک مسئله ی جهانیه و همه جای دنیا هست و خب مثل خیلی چیزای دیگه تو کشورهای کمتر توسعه یافته ای مثل ما پررنگ تر هم هست. چقدر که ماها خودمون رو اذیت میکنیم ، غصه میخوریم، نگرانیم که نکنه کسی ایرادی توی ظاهرمون ببینه! شعارآمیز به نظر میاد البته گفتن همه این حرفا . شاید در شرایط فعلی حتی کمی شعارآمیز هم هست متاسفانه :/ چون واقعا راحت نیست جدا شدن از کلیشه هایی که سالها و حتی قرن هاست توی فرهنگ های جامعه جا خوش کرده.
پاسخ :
چقدر حرفات درسته واقعا
و جالب اینکه اگه دیگران هم بمون کار نداشته باشن ما خودمون دست از سر خودمون برنمیداریم! شاید علت خیلی مهمش همین تبلیغات باشه! تو اگه فلان خمیردندونو نزنی لبخند زیبایی نداری! از فلان کرم استفاده نکنی صورتت نمیدرخشه، یا فیلمایی که غیر واقعی نشون میدن زن زیبا اینه،مرد خوش قیافه اونه!
و اینا شده دلایلی که بیههوده دنبال چیزی میدون که نه تنها واقعی نیست، بلکه به جای بهتر شدن باز هم روحشون اروم نمیگیره 
(خودمو هم میگما) :))
بای پولار
۱۳ خرداد ۱۶:۱۷
راستش اطلاعی راجع به اون هشتگ ندارم. اما خب این رو بهت بگم که حساس نباش. وگرنه سن و سال کاری می کنه که واقعا از حساسیتت کم کنی! مثلا من سال ها پیش که خوش قیافه تر بودم. این یه خورده شکم رو نداشتم. موهام پرشت تر بود و از جو گندمی ها هم خبری نبود. و بماند که پوستم هم روشن تر و کم چین و چروک تر بود بیشتر حساس بودم به ظاهرم تا الان! پس بی خیالش...
پاسخ :
مرسی بابت حرفای صادقانت، یادم میمونه این حرفات :)مرسی مرسی
یاسی ترین
۱۴ خرداد ۰۵:۰۵
چه خوب که نوشتیش مطمئنم  از نگفتنش بهتره.
من فکر میکنم این حسای بد ما یه این چیزای ظاهری یه ریشه‌ای تو بچگی داره.
شاید خیلی ریز و سطحی بوده اما تاثیر خودشو گذاشته. یه نگاه یه حرف یه عکس العمل که حتی فکرشم نمیکنیم بد باشه یهو یه چیزی تو مغز بچه شکل میده.

والا اگر همه دنیا هم جمع شن به من بگن تو چاق نیستی من میدونم چاقم با  گفتنشم چیزی درست نمیشه خوش به حال تو که توهم زدی :))))
پاسخ :
میدونی یاسی، من حس میکنم برعکسش برام اتفاق افتاد.یعنی توی بچگی توجهمو به ظاهر جلب کردن...
بابام یه دوستی داشت میومد خونمون ، بعد عکسای منو که میدید یادم میاد میگفت دخترتون هنرپیشه میشه :/ من توجهم جلب میشد خب... اون تو عالم تعارف میگفت حتما، من جلبش میشم، جلب ظاهر:)) برای همین میگم خوشم نمیاد به بچه‌ها بگم خوشگلن... بگیم مستقلن، باهوشن، مسئولیت پذیرن:)


=))) عاشقتممم، منم هیجوقت استخونی نبودم، مگه مهمه^ـ^ 


+چقدر خوشحال شدم از دیدن اسمت
یاسی ترین
۱۴ خرداد ۱۵:۰۵
آفرین نکته خیلی خوبی گفتی.

ارادتمندیم خانوووم :)
:**
پاسخ :
:))) فداتشم

عشقی شما خانممممم^ـ^♥
رسول
۱۵ خرداد ۰۵:۱۶
اره مطمئنا . از تبلیغات رسانه ها بگیر تا حرف و حدیثا و فرهنگ رایج بین مردم، همه هممونو به همون سمت ظاهرگرایی سوق میدن. داشتن ظاهر خوب و مرتب خوبه ، اما واقعا واقعا واقعا حیفه آدم برای همچین چیزایی غصه بخوره! اگرچه باز متاسفانه به خاطر همون فرهنگ قضاوت گر اطرافمون، همیشه هم نمیشه خیلی با معیارهای خودمون زندگی کنیم 
پاسخ :
اره واقعا حیفه، حیف اون همه فشار بی مورد و الکی. دقیقا، ما که بخوایم نخوایم هرچقدرم تلاش باشه باالاخره مورد قضاوت سلیقه‌ای قرار میگیریم،حداقل خودمون این ظلم رو به خودمون روا ندونیم:))
دخترآشوب
۱۵ خرداد ۱۹:۲۹
تا حالا فکر می کردم این معضل منه که بین چندین و چند عکس که از تظر بقیه مطلوبه دچار وسواسم و آخرم به استفاده از هیچکدومشون راضی نمیشم...ولی دارم سعی ام رو می کنم که افکارم رو تغییر بدم
پاسخ :
دقیقا ، وسواس تو انتخاب یه عکس مثلا، این لبخندش اونجوریه، اون موهاش صاف نیست، این ابروش کج افتاده-ـ-
منم دارم روی خودم کار میکنم:)^ـ^موفق باشیم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان