فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

همین یک بار عنوان رو به ما ببخش !

/ بازدید : ۴۹

به کارها میرسم و هرچند دقیقه دست نگه میدارم، گوش میدم به صدای بلندگوهای مسجد محله.میپرسم ازش مگه امروز تولد نبود، چشونه پس.هرطرف نگاه میکنی غمه.شاید عصر تولد بود، الان شهادت، همه چیز قاطی شده، از حال ما گرفته تا تقویم، حتی غذای امروز مامان  شیرین بود، زولبیاها بی مزه شدن، مثل گوجه سبز‌ها، مثل زردآلوهایی که از وقتی اومدن دیگه هوسشون رو نمیکنم، اصلا کار دلم هم قاطی شده،اگه میخندم پس این غم چیه،اگه غم دارم چرا با ظاهرم نمیخونه.

اگه زیر پستاتون ساکتم،اگه کامنتها دیر جواب داده میشن،اگه نیستم، واسه همین تناقضاس.یه بطری آب رو در نظر بگیرید، من اون تو هستم، یکی داره تکونش میده،من چرخ میخورم، چرخ میخورم،چرخ میخورم.

یا من حل میشم، یا اون خسته میشه.تا اون موقع ببخشایید:)

۸
مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
۱۹ خرداد ۲۳:۳۹
داشتم میومدم بپرسم کجایی؟
بگو بذاره زمین بطری رو:/
پاسخ :
بازیش گرفته:))

مرسی که به یادمی♥
دریا
۱۹ خرداد ۲۳:۵۲
میشکونم دست اونی که بطری رو میچرخونه 😠🙅 
نبینم غمتو یاسی :-)
پاسخ :
فداتشم دریا جانم، مرسی مرسی مهربون♥
صخره .
۲۰ خرداد ۰۰:۳۸
رفیق. حال بد بی دلیل نمیشه. جز خودت هیچکس نمیتونه اون بطری رو تکون بده یا تکون نده! 
بشین روبه رو خودت. حساب دفتریاتو بذار جلوت ببین کجای کار دلت غم گرفته که الان قلمبه شده! 
پاسخ :
اینقدر تو دنیا اتفاقات فرای قدرت ما هست که این بطری چیزی نیست در مقابلشون :))

نمیدونم...شاید اصن غم نباشه، یه حس نااشنای نامطلوب
صخره .
۲۰ خرداد ۰۰:۳۹
تناقض هم اصلا چیز بدی نیست:) الان من:)
پاسخ :
:) متناقضانیم:دی
shirin __
۲۰ خرداد ۰۳:۰۲
اول که گوجه سبز نه و الوچه دوما 
ما ایرانیا خیلی قاطی پاتیم امروز ولادته فردا شهادت بعد ولادت باید خوششحال باشیم شهادت باید گریه کنیم 
خدایا اینا رو از ما نگیر
یا اون خسته میشه یا حل میشه نداریم 
تنها نتیجش اینه که تو همه چیو بالا میاری راحت میشی 
پاسخ :
گوجه سبز :/

کاشف به عمل میومد دیشبیا داشتن خوشحالی میکردن خیلی نوحه طور، همراش دست میزدن خیلی ریز کسی شک نکنه

:))))اینم راه خوبیه
یاسی ترین
۲۰ خرداد ۰۴:۱۸
آاااهان از اون لحاظ :)
حله داداش حلللللله :))
پاسخ :
=)))))))) اولش متوجه نشدم هی داشتم فکر میکردم چی حلههه=))
Masi Rika
۲۰ خرداد ۱۷:۴۶
خوبیش اینه پیراشکیا هنوز طعمشون مث قبله!!چقد این موجودات وفادار و خواستنین آخه!!بخورمشون!!*_*

شعر شهادت و ولادت یکیه!تفاوتش تو دست زدن و سینه زدنه!:|
پاسخ :
اومدم بنویسم خیلی وقته پیراشکی نخوردم ، یادم اومد دو هفته پیش بود، نصف یه پیراشکی از گلوم پایین رفت، مشخصه چقدر حالم بد بود:))؟


فیضشون پایدار!:/
زمرد .🌹
۲۳ خرداد ۰۵:۳۷
باز دو روز نبودم یاس عزیزمان رو بی حوصله کردندی:||

خوب باش جانم:) به امید شما خوبها میام بلاگ:)
پاسخ :
:)) نمیای دلتنگ میشیم اینجوری میشه دیگه♥
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان