فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

و ناگهان غم...

/ بازدید : ۲۹
قرار نبود اتفاقی بیافته.فقط این سکوت و نبودن  به  هر روز، چندین ساعت باهم بودنهایمون نمیومد.از ظهر غیبش زد.دلم شور افتاد، زنگ زدم جوابی نداد.گفتم خوابه، خوابه ، و هر ساعتی که میگذشت احتمالش کمتر میشد
سر شب مریم از دلشوره گفت و من چنگ زدم به لباسم و با مشتی گره شده و لرزان گفتم بذار باز زنگ میزنم.بوق، بوق ، بوق... که جواب داد.
جیم عزیزم، رفیق مجازی هزار بار واقعی تر از هرکس دیگه‌ای، شنیدن صدای گریه‌‌ی تو چیزی نبود که شنیدنش آسون باشه،شنیدن صدای گریه‌ت لالم کرد، شنیدن صدای گریه‌ت چاره‌ای نگذاشت که فقط گریه کنم، و قلبم رو فشار بدم که عزیز قلبم، رفیقم، کاش کاری از دستم برمیومد.
جیم عزیزم کاش آخری باشه، کاش دیگه غمی نشینه تو دلت...
کاری از دستم بر نمیومد جز اینکه بیام  و بگم امشب به یادش باشید، و برای آرامش و شادی روح مادربزرگ جیم دعا کنید.ازتون بخوام امشب که با خداتون خلوت کردین،آرامش دل رفیق ماهم ازش بخواین...
مرسی بچه‌ها

+کامنتای قبلی با حال مساعدتری جواب داده میشه،ببخشید
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان