فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

سیم آخر

/ بازدید : ۶۴

دلم میخواد یه غریبه گیر بیارم که هیچی از داستانم ندونه، بعد بگم ببین،ماجرا از این قراره. اینجوری شد، بعد اینجوری شد، حالا هم که اینجوریه، فلانه، بیساره، بعدش من اینو گفتم، بعدش اینجوری شد، آخرشم قراره اونطوری بشه،میفهمی؟حالم خیلی بده! خیلی.

بعد میگه میفهمم، میخوای یه چرتی بزن حالا. بعد من که خالی شدم، بتونم بخوابم... 

۱۵
nasim 🍀
۱۱ تیر ۱۸:۴۹
بیعا برا من بوگو بوخدا من عیچی ازت نمیدونم :/
پاسخ :
ولی دوستم که هستی در هر حال^ـ^
صخره .
۱۱ تیر ۱۸:۵۰
بشنو از یاس چون حکایت میکند

پاسخ :
جانممممممممـ^ـ^

سینه خواهم شرحه شرحههه از فراق=))
Sif Tal
۱۱ تیر ۱۹:۱۵
منم میخوام :(
پاسخ :
:(( بزنیم تو نیازمندی‌ها
• عالمه •
۱۱ تیر ۲۲:۱۸
میفهمم :)
پاسخ :
:)
المی ...
۱۱ تیر ۲۳:۱۰
بیا به من بگو من هیچی خبر ندارم
بعدم بیا یک چرتی بزن ده دوازده ساعته 
البته میخوای بعد کنکور بیا که منم باهات دو روز بخوابم:))
پاسخ :
=))))) چیزی نمونده ها
جمعه تمومه
به به ^ـ^ بعدش بیا دو روز بخوابیم
میم _
۱۲ تیر ۱۰:۴۸
 حال امروز من،دقیقا

پاسخ :
ای وای:(
Fa E||a
۱۲ تیر ۱۵:۰۸
کوج ای؟ :(
پاسخ :
همین گوشه کنارا:))
خووووبی؟:)
یاسی ترین
۱۲ تیر ۱۶:۳۸
من بعضی وقتا فکر میکردم گفتن چه فایده داره بگم که چی بشه ولی بعدا طی برخی تجربه‌ها دیدم نه خدایی گاهی کمک‌کنندس.
پیش یه آقای دکتری رفتم، هی زر زدم اونم مث بز منو نگا کرد. رویکردش مثلا روانکاوی بود میخواست کم‌واکنش بمونه تا من بریزم بیرون. دو جلسه رفتم. آخر جلسه‌ی دوم بهش گفتم من تو خونه با خودم تنهایی حرف بزنم بهتر از اینه که بیام پیش شما. 
ولی بعدا فکر کردم، واقعا ذهنم خیلی کمتر درگیر اون مسائلیه که بهش گفتم و اون مثل دیوار سفید نگاه میکرد. 
از همین جا بهش سلام و درود میگم :))
سلام شیربرنجِ وارفته دستت درد نکنه به زرام گوش دادی پولشم نقدی ازم گرفتی کیف پولتو از جیب شلوارت درآوردی گذاشتی توش ://///
پاسخ :
جدی نقد گرفت همونجا گذاشت تو جیبش؟=))))))))))) وای یاسی معلوم نیست کجا شوخی میکنی کجا جدی هستی مردم از خنده=))

وای ولی واقعا تاثیر داره! من یه جاهایی که نمیتونم واسه کسی بگم، دیگه به مرز خفه شدن که میرسم واسه خودم تعریف میکنم! بلند بلند! 
روش بدم نبودا ، ادم تا قطره اخر خالی میشه، به جای حرف تو حرف اومدن:)) 

=))) خیر دنیا و اخرت بر شما باد دکتر جان=))
انگور ...
۱۲ تیر ۲۰:۵۰
منم خیلی اینطور میشم . که یه غریبه بیاد...
بیا من غریبه . هر چی میخوتی بگو . تموم بشه بخوابی . فردا روز جدید باشه
پاسخ :
غریبه چیه، ندیده هم که باشیم،باز دوست خوبمی^ـ^♥ 
مرسی از مهربونیت انگور جانم، یه دنیا ممنونم
مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
۱۳ تیر ۰۳:۱۳
پیش پیش لالا:-*
الکی مثلا من اون غریبهه ام:-/
پاسخ :
=))عاشقتم
Faber Castel
۱۳ تیر ۱۱:۳۲
این همه غریبه
در به در چی هستی؟ :)
پاسخ :
اخه دیگه آشناها هم حال شنیدن ندارن گاهی
چه برسه صد پشت غریبه:))
مریم
۱۳ تیر ۱۲:۵۲
عزیزم... عزیزم
پاسخ :
مریم جانممم♥
آرام ..
۱۳ تیر ۱۴:۴۳
خوب باش یاسی :( لطفا :(
پاسخ :
چشم :) آرام مهربونم:)
Je sus
۱۶ تیر ۱۵:۰۲
وبلاگ که پره از غریبه ها آشنا!
پاسخ :
همون آشناییش کار رو خراب میکنه:دی
دخترآشوب
۱۶ تیر ۲۱:۱۴

منم میخوام:(

پاسخ :
:((((( 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان