همه از دست غیر ناله کنند سعدی از دست خویشتن فریاد

  • ۱۲:۵۱

کِلاَوس بُودلِر
اجازه هست بگم، ای‌جان سعدی! و ضمنا: :)))))))
بله بله اختیار دارید:)))))))

فرید صیدانلو
اتفاقا این بیت رو امروز خوندم !
 :))
بهار پاتریکیان D:
دلم برات تنگ شد، برای استیکرت، همون پسر بچه‌ای که می‌رقصه.. :)
منم ، بعد اون شب دیگه حرف نزدیم ...
فکرشم نمیکردم من تو ذهن کسی با یه استیکر بمونم! قشنگ بود دونستنش! که تو ذهنت با اون استیکر هستم:)♥
مریم
دلم برای دیدن یه اپیزودش تنگ شده :(
:( نداریش الان؟یا وقت نداری
صخره .
عنوان را میبیند و میگوید: ای من له فدای خویشتنششششش^^

لب و لوچه همممممممممه دنیااااااا آویزون! تورو این جوری نبینممممم دوردونه
خدا نکنه عزیز جانممم

:))))))))))))))) چششم
زمرد .🌹
چرا عکس باز نمیشه:/
نمیدووونم مشکلش کجاس:(
لیمو جیم
:)
:*
زمرد .🌹
درست شد:دی

هعی:(
ببخشید زمرد عزیزم زودتر نیومدم
خدا رو شکر حل شد مشکلت
میم _
ها ها
چه گیف بامزه ایی
:))
صخره .
پنل را به خاک و خون و نارنجی میکشد
:)
مریم...
عزیزم یاس قشنگم بیا از رنگ روغنت و بوی تینر، از کلاس موسیقیت و دمنوشات از دغدغه هات از فیلمات از آهنگات بنویس
دلمون برای قلم خوبت تنگ شده
من چی بگم در مقابل این مهربونیهات مریم نازنینممممممم
هر بار این حسا رو گم میکنم، لابه لای نوشته های تو پیداشون میکنم :)

دریا
خودت تاریخ آخرین پستتو ببین 
خودت بگو چند روزه نیستی ؟؟ 
😓😤
:))))) از دستم در رفته
دریا
همه از دست غیر ناله کنند من از تو فریاد 
😂
کجایی یا با دلمون پوسید 😓
=)) وای دریا

باورت نمیشه روزی چند بار میاما! ولی صدام درنمیاد، نمیتونم بنویسم، بعد از خجالت کامنتا هم میمونه=))
رسول

مرغ وحشی که می‌رمید از قید *** با همه زیرکی به دام افتاد؟! :)) 

:))))) وای از این شعر
دریا
بهتره صدات در بیاد چون وگرنه صدای من در میاد 😂 
هی باز میکنم اینجا رو هی نیستی این که نشد زندگی ;-)
ببین این بار زود اومدم^ـ^ :)))
دریا
باز جای شکرش باقیه😁😁😁
:)))))))))))))خدا رو شکر
رسول
به طور کلی که وای از آقای سعدی ♥ لکن این بیتو گوگل کردم من . گفتم بگم حق گوگل هم حفظ شه :/ دی:
=)) این احترامت به کپی رایت واقعا تحسین برانگیزه=))
بهار پاتریکیان D:
تو ذهن من با استیکر نیستی فقط که، 
با اون ماسک عسل زردچوبه و یه چیز دیگه، 
با اون بچه‌ی گوگولی که رژ ارغوانی زده، 
با اون عکست که تو آینه‌س، بعد کنارِ آینه چیزای بنفش داره، 
با کلمه‌ی "پیلیش"، 
با خندیدن‌های دیروقت وسط زندگی نکبت بار، من و تو و جیمی!
با پیلیشِ اول، 
با اون غیبت کردنا..
آخ آخ با اون سارق بانک، 
با اون خوشی‌های قشنگمون..
قبل از اینکه تر زده شه به اعتمادمون البته :دی 
با "گفته بودم من اهل فیلم نیستم؟"
با فرندز!
با اون کتابت که پاریال تابستون میخوندی روش فلفل داشت، 
با اون خاطره ای که تعریف کردی و گفتی با اون کتابت سر کلاس اینقدر خندیدی که استاد بهت بد بد نگاه میکرده، 
با اون حرفام که میگفتم مامانم تازه برام کتاب خریده دیگه نمیخره! شاید باورت نشه یاسی ولی هنوز نخریده..
ذهن که چه عرض کنم جانم، 
بشین بشین تو قلبم، بشین که خوب نشستی حالا عزیز دل تو هستی، عزیزم عزیزم!:**
وای بهار چه کردی با من دختر! 
چه اوقات خوبی گذروندیم، خندیدنا، غیبتا، درد دل کردنا... :)
دارم فکر میکنم چقدر با چیزای قشنگی یادت میافتم،
با آهنگای فلاحی، با هر گونه لوازم تحریر، با شیرینی خونگی پختن و ماکارونی های پنیری حتی:)))))))
و از اونور ، با دیدنت یاد اون دست خطی میافتم که از یه استادی داشتی،همونقدر افتخار امیز و بی نظیری^ـ^

آه اشکی شدم:)))♥ لاو یو بهاره 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan