فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

۲۰۱

/ بازدید : ۳۸
+اگر بیماری خود ایمنی وجود داشته باشه که در اون توی مغز آدم دو دسته فکر مدام در حال حمله کردن به هم هستند و هر روز آدم رو آش و لاش‌تر میکنند، باید بگم که شدیدا دچارش هستم.کاش درمانی باشه،ولی قیافه‌ی نچسب دکتری رو تصور میکنم که میگه متاسفم،باید بسوزی و بسازی.
کنترل،صلح،تعادل،آرامش...کلیدهای طلایی که گمشون کردم.

پ ن: نگو تو جمجمه‌م فراد استالین کمین کردن

+برام نوشت دیدی فکر میکردیم میمیریم و نمردیم؟
اره پری، نمردیم 
اما من با این همه جای سوختگی ، چقدر زمان میخوام تا التیام...
ققنوسم آرزوست!

+وقتی خوشحالی ناهار عدس پلو دارین، بعد میری با صحنه‌ی حضور کشمش‌ها مواجه میشی! گاهی زندگی همینقدر بی رحمانه توی  ذوق آدم میزنه! ( به لطف ترشی‌های خونگی مادربزرگ و یاری دوغ لقمه ها را قورت میدهد)
پ ن: اگه هوس چیز شیرین کردیم میریم کیک میخوریم خب -ـ-
پ ن۲: حتی فسنجون هم از دست اینا در امان نمونده! شیرینش نکنین دیگه قاموسا! 

+دیروز اولین جلسه‌ی کلاس بود.استاد وارد کلاس شد و از بدو ورود تا سه ساعت بعد فقط به زبانی صحبت کرد که تنها آشنایی من باش برمیگشت به چندتا فیلم از جنگ جهانی دوم! اولش فقط توی ذهنم میگذشت آر یو ****** کیدینگ می؟! اما خب حداقل تا آخر جلسه تونستم چندتا sehr gut بگیرم.
از کل این سه ساعت غیر قابل فهم ترین قسمتش توپی بود که به سمتمون پرت میکرد واسه قرار دادنمون یک طرف مکالمه و ۶۰ درصد توپای من به هدف هم نمیخورد حتی! احتمالا تا پایان ترم غیر از مقوله‌ی زبان تو پرتاب هم پیشرفت خوبی کنم! 
پ ن: سخت تر، و زمان برتر از چیزیه که فکرشو میکردم.


+ حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی                  دام تزویر مکن چون دگران قرآن را


از مانا نیستانی
۸
زهیر خنیاگر
۰۴ مرداد ۱۵:۰۶
حرف دلمو زدی واقعا این کشمش چیش خوبه که تو غذا میریزن اه اه ...
مانا نیستانی خیلی خوب وضعیتو نمایش داده ... خنده داره وضعیت نون به نرخ روز خورای نظاااااام :))))
پاسخ :
اصن تنها جایی که استفاده ش درسته توی کلوچه و کیک کشمیشیه! که از اسمش پیداس=)) 


:)))))))))خیلی! تشت رسواییشون یکی یکی میافته:))
صخره .
۰۴ مرداد ۱۶:۵۰
حاضر
پاسخ :
عزیزم:)♥
زمرد .🌹
۰۴ مرداد ۲۳:۴۵
خاب من فهمیدم غذای شیرین دوس نداری! همشووووووو بیار واسه من😍😍😍

عکسو😆
پاسخ :
با کممااااااااااااال میییییییییییییییییییل:))))


:)))خیلی خوبه
رسول
۰۸ مرداد ۰۱:۰۹
آلمانی داری میخونی؟! :))) همیشه زبون خشنی به نظر من اومده این آلمانی :))) دی: در مقابل نمیدونم چرا همیشه احساس میکنم مثلا فرانسه خیلی ملو و شاعرانه اس! دی: :)))
پاسخ :
ارررره تازه شروعش کردمممم:))))))
وای اون ضرب المثل رو شنیدی، نمیدونم کجاییه میگه با معشوقت فرانسوی صحبت کن با سگت آلمانی؟:/ =)) احامالا ضرب المثل روسی باشه وگرنه اینهمه دشمنی از کجا=))
خشن نیستتتتتت، ولی پر از خ و ق و ایناس:)) من خیلی دوستش دارم

مرد پاییزی
۰۸ مرداد ۱۴:۴۷
عجب کاریکاتوری کشیده :)) شاهکاره :) 
پاسخ :
:))))) واقعا عالیه 
یاسی ترین
۰۸ مرداد ۱۷:۰۲
با تمام احترامی که برات قائلم، عدس‌پلو با کشمش خوبه همین و بس!
فسنجونم ترش با یههههههه نمه شیرینی.
حرف نباشه.
پاسخ :
چشم چشم فقط به خاطر تووووووو=)))

رسول
۰۹ مرداد ۲۳:۰۸
نشنیده بودم ولی با احترام به برادران و خاهران عزیز آلمانی، قشنگ مطابق واقع به نظر میاد :/ =)))))
به نظر من همه زبون ها قشنگی های خاص خودشونو دارن ! حالا البته به جز شرق آسیایی ها که من تا حالا زیبایی خاصی توش ندیدم :// :))))))) اما آلمانی، فرانسه، اسپانیایی،ایتالیایی، انگلیسی مخصصصوصا لحجه های اسکاتلندی و اونوراش رو بسیار دوست دارم و کیف میکنم از شنیدنشون =))))
پاسخ :
=)))))))) نه واقعا اونقدرا خشن نیست ولی خب من دقایق زیادی سر کلاس دارم به لغات جدیدی که یاد میگیریم میخندم:)))) مثلا خدایی قوسلند ، به عنوان اسم کشور روسیه خیلی خنده دار نیست؟=)) 
:)))) اره منم زبون شرق آسیا رو دوست ندارم، همین کره ای ها که یه زمانی در دوران نوجوانی فیلماشونو میدیدم، عملا با آه و ناله حرف میزنن=))

رسول
۱۳ مرداد ۰۲:۵۴
قوسلند چرا آخه :// دی: =))))))
.
خیلی تن صداهاشون زیره ، میره رو مخ آدم :/ دی:
پاسخ :
=)))))) یاد شِرِک میافتم اصن:)))

:)))دقیقا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان