فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

مرا بیاموز، چگونه از تو بنویسم

/ بازدید : ۸۶

نوشتن از تو سخت است. هرچیزی بنویسم پر از غافلگیری است، دور از حقیقت همیشگی.

همه‌ی عاشقانه‌هایی که یادم می آید ، پر از "همیشه منتظر آمدنت بودم" ،یا "تو دقیقا همان کسی هستی که همیشه در رویاهایم‌ میدیدم " بوده. اما من نه منتظر بودم، نه حتی تو شباهتی به تصوراتم داشتی.تو یک غافلگیری بزرگی زمانی که هیچ انتظارش را نداشتم.

تو قوی ترین برهم زننده‌ی تمام معادلاتی.تو چالوس من شدی دوست داشتنی و مه آلود.

دور از پیش بینی

دور از پیش بینی

دستم را بگیر، من از هرچه ارتفاع و هرچه پیچ میترسم.

 

*عنوان از غاده السمان

 

 

۲۰
صخره .
۳۰ مرداد ۱۳:۲۱
اهنگ… 
پست عاشقانه از یاسی
پست عاشقانه از یاسی:)
رفیق! رفیق! چه قدر عاشقانه هات پخته و جا افتاده و شیرین تر شدن 

وای یاسی! اهنگ!
پاسخ :
:)) آهنگا فرانسویِ دیگه چیکار میشه کرد:دی

:)) واقعا؟ دارم بزرگ میشم=))
بهــ ــار..
۳۰ مرداد ۱۳:۳۲
چه قدره دل نشین ^_____^
پاسخ :
به قول صخی تی جان قربان بابا♥:))
خانم جیم
۳۰ مرداد ۱۳:۵۴
یاسمن :)
چی میشه گفت واقعا در برابر این عاشقانه ی قشنگی که نوشتی؟  :))
چقد خوب احساساتتو بیان میکنی لعنتی :)*** 
پاسخ :
جان دلممممم :))
میشه بیای ماچم کنی مثلا^ـ^ :دی 
فقط میتونم بگم مرسی که میخونی رفیق:) یعنی با اون همه اراجیف ۲۴ ساعته که هی برات میگم، باز میای اینجا رو هم میخونی، مرسی مرسی:) ♥
خودت میدونی جات کجای قلبمه^ـ^♥
هانی هستم
۳۰ مرداد ۱۴:۲۲
عالی
پاسخ :
خیلی ممنونم از لطفت:)
Je sus
۳۰ مرداد ۱۶:۲۶
خیلی آهنگ خوبی بود, خیلی...
و چقدر به این متن عاشقانه ت می اومد. عاشقانه باید اینطور باشه. مثل آتیش زیر خاکستر آروم اما پر حرارت. نه اینکه مثل فشفشه پر از ادا ولی سرد...
پاسخ :
آهنگای فرانسوی بهترینن ...


:) آهسته و پیوسته طور
زمرد .🌹
۳۰ مرداد ۲۲:۵۶
ی لحظه صفحه وبلاگت سفید شد میخاستم جیغ بزنم ک چکار کرده باز این یاسی:||| 
اما دیدم نه ..هستی:)) 

تو قوی ترین برهم زننده ی تمام معادلاتی^_^
پاسخ :
=)) نه خدا رو شکر دیگه به سرم نزده بلایی سر اینجا بیارم ، هرچقدر هم وسوسه کوچ به کانال تلگرام بوده، اما وبلاگ همیشگیه:)


^ـ^
shirin __
۳۱ مرداد ۰۱:۵۶
به به به دست ننم درد نکنه 
پاسخ :
زهر مار:))))♥♥♥
shirin __
۳۱ مرداد ۰۱:۵۸
عاشقی کردنتم عشقه اخه 
فقط دلم میخواد حال خوبتو ببینم 
ببینم که این یاس لذت میبره خوشحاله 
و یه چیز قشنگو تجربه میکنه
پاسخ :
قربونت بشم من خب ، رفیق مهربون ، رفیق قدیمی ♥! 
اصن اشک به چشام اوردی با این کامنت ، دلم چقدر تنگه برات
shirin __
۳۱ مرداد ۰۱:۵۸
نطر دومیه رو خواستی عمومیشم نکنی نکن گیمبیل جان
پاسخ :
به اون قشنگی و مهربونی، حالا یه بار تو بام مهربون بودیا:دی=))
میم _
۳۱ مرداد ۰۹:۲۷
وای اونجاش که میگی چالوس من شدی
^_^
پاسخ :
^ـ^ ارررره!♥
یــاسـᓄـךּ ●‿●
۳۱ مرداد ۱۲:۰۶
خیلی خوبه :)
پاسخ :
:) مرسی یاسمن جان
آرام ..
۳۱ مرداد ۱۳:۰۲
شه کشنگ.^__^
شههه کشنگگگگگ ^____^
پاسخ :
:)))))))))) وای آرام دلم برات تنگ شده بود
رسول
۳۱ مرداد ۱۳:۴۵
به به ! زندگی چی میگه؟!
 دی: :)))
پاسخ :
غافلگیر:))))
دریا
۳۱ مرداد ۱۳:۵۹
یاسی یاسی یاسی ... 
عاشقانه هاتو عاشقیم همیشه همین طور بمون خب؟؟ نزار ابرای تیره ی هیچ غمی جلوی این حس خوبت بیاد و تیره و تارش کنه خب؟ 
و ... و... و... اهنگت .... باید اعتراف کنم خیلی لعنتیه خیلی ...درست مثل واژه واژه ی این پستت
لبخنداتو خریداریم خانم گل با جون و دل :-)))))
پاسخ :
دریا جانم^ـ^
من که امیدوارم، ولی نمیدونم روزگار چی تو دستش برام داره پیچ بعدی، فعلا که جاده قشنگه :))
مرسی که میخونی و اینقدر مهربونی که حرفامو خیلی بیشتر از چیزی که لایقشن خوب میدونی:) خیلی مممنونتم رفیق♥
یاسی ترین
۰۱ شهریور ۰۰:۱۶
نمیدونم چرا یاد این شعر از شمس لنگرودی افتادم. 

می آیی و چون چاقویی روزم را به دو نیم می کنی
نیمی بهار هلهله زن، طوفانهای سرخوش
نیمی که نیامده بودی هنوز و بوی نان کپک زده را می دهد
ای زن، پرنده معتکف در روحم
انگور رهایی بخش
نور خنک شده

ای ز ن
به من بیست و چهار ساعت کامل ببخش
روز یخ زده ام را در گرمای تنت آب کن
جرعه جرعه در گلوی این پرنده بسمل بریز
میایی و چون چاقویی روزم را نصف می کنی
می روی پاره های تنم
در اتاقم می ماند.

پاسخ :
شاید به خاطر چالوس، خوف و قشنگیش باهم
نیمی بهار هلهله زن، طوفانهای سرخوش
نیمی که نیامده بودی هنوز و بوی نان کپک زده میدهد:)


خیلی خوب بود یاسی
خیلی
:)♥
المی ...
۰۱ شهریور ۰۳:۱۷
😍😍😍😍😍😍
پاسخ :
♥♥♥♥
صخره .
۰۱ شهریور ۲۱:۵۱
دالی:)
پاسخ :
هلو مای دیر^ـ^
ملکه شیشه ای
۰۲ شهریور ۱۸:۳۷
دختـــــر
تو چقدر خـــوبـــی 3>
عاشقانه نوشتنت ، عمیقا به لایه های روحم میشینه و غـــرق میشم تو اطمینان دلت ..
پاسخ :
ای جانم ملیکای دوست داشتنی من،  تابستونه ولی باز کم میای  وبلاگت و کم مینویسی، دلتنگیم دختر جان^ـ^

مرسی عزیزدلم، و همیشه دوست مهربون و خوش قلب من بودی:) خوشحالم هستی و میخونی♥
دریا
۰۲ شهریور ۲۱:۲۷
باز این غیب شد رفت تو افق:-\
پاسخ :
:)))) پوزش میطلبم ^ـ^ :دی آمدیم
دخترآشوب
۰۹ شهریور ۱۲:۲۶
عاشقانه های پیش بینی نشده گرمند و سرشار از ذوق و شوق:))
پاسخ :
مثه بارونای تابستونی:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان