نوشتن از تو سخت است. هرچیزی بنویسم پر از غافلگیری است، دور از حقیقت همیشگی.

همه‌ی عاشقانه‌هایی که یادم می آید ، پر از "همیشه منتظر آمدنت بودم" ،یا "تو دقیقا همان کسی هستی که همیشه در رویاهایم‌ میدیدم " بوده. اما من نه منتظر بودم، نه حتی تو شباهتی به تصوراتم داشتی.تو یک غافلگیری بزرگی زمانی که هیچ انتظارش را نداشتم.

تو قوی ترین برهم زننده‌ی تمام معادلاتی.تو چالوس من شدی دوست داشتنی و مه آلود.

دور از پیش بینی

دور از پیش بینی

دستم را بگیر، من از هرچه ارتفاع و هرچه پیچ میترسم.

 

*عنوان از غاده السمان