گپ

  • ۱۲:۱۷

+ They lived happily after:

از بین تمام جزئیات چشمم گرفته به همین یک جمله که باعث فریب خیلی از دخترها در گذشته‌های ما بود. یکیش خود من. فکر می‌کردم دیگر بعد از ازدواج و با رسیدن به آن اوج رویایی دیگر لازم نیست قدم دیگری برداشت. بدون اینکه بدانم که آنجا تنها آغاز یک مسیر است. راهی که می‌تواند به شهری ختم شود یا روستایی، جنگلی یا بیراهه‌ای، رویایی یا کابوسی... کاری به راههای رفته ندارم. منظورم این است که ته‌ته‌اش بزرگترین لطفی که خانم بازیگر می‌تواند به سیل طرفدارانش بکند می‌تواند همین باشد که این کلیشه‌ی دردناک را از حرفها و عکسهایش حذف کند. اینکه عشق دوای همه دردهاست و ازدواج نقطه‌ای که همانا رسیدن به آن بهترین بهترینهاست.

فکر می‌کنم ممکن است یک روز لباس سفیدی با دنباله‌ی سه متری بپوشم، موهایم را بلوند کنم، با لبهای غنچه رو به دوربینهای نامرئی عکسهای آنچنانی بیندازم اما روی کیکم جمله‌ای که می‌نویسم این است: «‌حالا بریم تا ببینیم چی می‌شه.»‌ یا «نشاشیده شب درازه»‌ یک چیزی توی همین مایه‌ها... 

از وبلاگ  "روزنگار خانم شین"


+ رانندگی کار آسونی به نظر نمیاد.لااقل الان! اینکه همزمان باید به چپ و راست و عقب و جلو و کوفت و زهرمار حواسم باشه خستم میکنه.وقتی از ماشین پیاده میشم حس میکنم تموم عضلات دست و پا و نورون‌های عصبی مغزم درد میکنن.

غیر از این‌ها خیلی تلاش میکنم آدم بی اعصاب بد دهنی نباشم! فقط یک بار برای یک موتوری که هم خلاف میومد هم داشت کوچه ی پشت سرش رو نگاه میکرد دستم رو به نشانه‌‌ی ماذا فازا ( دستتان را طوری بگیرید انگار یک کاسه ی کوچک خیالی در دست دارید و با یک حرکت به سمت چپ بپرخانید) تکون دادم و به اون راننده‌ی نفهم پراید که دستش رو از روی بوق برنمیداشتم گفتم مرررررض ... حالا نمیدونم اینکه خانم مربی بغل دستم نشسته چقدر روی تسلط به آداب اجتمائی در شرایط بحرانی اثر داره! 


+باشگاه هم رفتم!در حال حاضر عضلاتی زیر فشار بی امان درد هستن که اصلا یادم رفته بود وجود دارن! میخندم درد بیشتر میشه، سرفه میکنم بیشتر میشه، میخوابم و موقع پهلو به پهلو شدن باز بیشتر میشه.کی فکرشو میکردم مسواک زدن، مو شونه کردن، یا گذاشتن لیوان توی کابینت‌های بالا به عمل دردآلودی تبدیل بشن؟ !-ـ-


+چهارشنبه‌ی هفته‌ی آینده انتخاب واحده!به چشم بهم زدنی تابستون گذشت.من رو بگو که با خوش خیالی بیست تا کتاب کلاسیک لیست کرده بودم بخونم! و خیلی هدفمند به بترکون بودنش فکر میکردم.

اما اکثرا به حالت گارفیلد وار گذشت، بیست کتاب کلاسیکم خط نخورد، اما چند کتاب خوب خوندم.فیلم زیادی ندیدم، بالاخره بعد چند سال پشت گوش انداختن برای گواهی نامه اقدام کردم، حالا هم که قهرمانانه به باشگاه برگشتم.سیاه قلم رو هم شروع کردم.با ایده ال خیلی فاصله داشت، اما بد نبود... 

پ ن : سه فصل هم گریز آناتومی دیدم! :|



+روز تولدم مصادف شده با تاسوعا-عاشورا(شایدم برعکس) ! شکایت به کجا برم؟




Faber Castel
باشگاه دو یه هفته اولش به این صورته
بدنت به اون اسیدی که ترشح می شه عادت نداره
بعد این دوره دیگه هر چقدرم سنگین تمرین کنی این دردها رو پیش رو نخواهی داشت
ولی عوضش همیشه خدا سر حالی و روحیت خوبه :)
مرسی واقعا کامنت انگیزشی خیلی خوبی بود برام:)
Je sus
درسته با ایده آلت فاصله داشته ولی خوب بوده اینجور که تعریف کردی. دست کم نگیر فعالیت هات رو.
سعی میکنم:))
لیمو جیم
واقعا داره تموووم میشه!!منو بگو یک سااال منتظر این تابستونه بودم:)))
اصلا انگار این خاصیت تموم تابستوناس:))
یاسی‌ترین
رانندگی خیلی کیف داره 
حالا واستا مسلط بشی :)
خیلی کم پیش میاد پشت فرمون قاطی کنم در حدی که فحش بدم :)) ولی درک میکنم چه حرصی میدن مردم :/ اغلب بدجور رانندگی میکنن خیلی کم پیش میاد خوب برونن.

ماییم و کارهای نکرده!! چیز جدیدی نیس شل بنومای.

همچین میگه افتاده تاسورا(!) انگار میخواست تالار بگیره :/ نکنه برنامه‌ای داشتی؟ چندم هست؟ من چی بپوشم؟؟؟


زمان میخواد واقعا، الان با وجود اینکه میدونم مربی حواسش هست و زیر پاش ترمز داره باز خیلی نگرانم ،دیگه چه برسه تنهایی
داشتم دیروز بهش میگفتم منم یکی از این تابلوها تحت تعلیم باید بگیرم بعدا بذارم سر ماشین تا بقیه مراقب باشن=))


دقیقا،تا بوده همین بوده:)) تا باد چنین بادا؟=))

:)))))) نه والا، مذهبی هم نیستیم خانوادگی بگم در گیر عزارداری خواهند بود، ولی خب ، ترجیح میدادم اینجوری نمیشد، مخصوصا اینکه تعطیله:))
۸ مهر^ـ^ قدمتون روی چشم
دریا
وای وای اون درد عضلات خییییلی لعنتی بده اصن خود فلجی آدمو انقد فلج نمی کنه 😂
امسال از تابستونایی بود که هم خیلی مفید بود هم خیلی زود و خوش گذشت کلا تابستون متفاوتی بود 
تولد من همین جمعس فک کن شب تولد خودم ، تولدم 
جشن تولد دوستمم😂
=)) عالی بودجمله‌ت 

چه خوووووووووووب! با کلی انگیزه و انرژی میری به استقبال پاییز و شروع تکاپو! خیلی خوشحالم برات دریا جانم^ـ^

=))))))))وای خیلی خوووووووووبی
بق بقو
چهار شنبه هفته اینده چندوم میشه:|
برا ما نوزدهم انتخاب واحد

خوش به حالت بالاخره شروع کردی و اقدام کردی برا گواهی نامه .. من گذاشتمش برا سال دیگ🙄
بنظر من یکی از پر استرس ترین کار ها رانندگی خصوصا من ک هیچیم بلد نیستم
هرچی فکر میکنم یادم نمیاد چرا«:/
چه خوش برگشتی:)

یه چهارسالی دیر کردم من، دیگه حس کردم وقتشه=))
فک کنم با گذر زمان همه چی برامون خیلی ساده تر میشه. م این روزا پشت فرمون هی به خودم میگم همه راننده از شکم مادر زاده نشدن که:دی
یک پری
من وقتی می‌رفتم کلاس رانندگی، زانو درد بی‌امانی رو تجربه می‌کردم که در نوع خودش بی سابقه بود!
اوایلش برام جالب بود، یه حس خوب جدیدی بود اما یواش یواش که جدی شد و به امتحان گرفتن رسید و تبدیل به یه لوپ معیوب شد، دلم می‌خواست فقط زودتر تموم بشه این کوفتی!
تابستون لعنتی بی برکت، فقط عرق ریختنش میمونه برای آدم، هیچی به هیچی:(((
در مورد قسمت آخر هم واقعا متاسفم:))))))
من ماهیچه‌ها پشت پام درد میگیره -ـ- 
وای اصلا به امتحان فکر نمیکنم حالا ، امیدوارم خوب بگذره فقط:/ 

:))))) چس به امید یه پاییز درست حسابی:دی


:))))) 
مه‍ شید
رانندگی خیلی کار بیخودیه کلا :))
برای من که از مترو متنفرم شاید راه فراری باشه:دی
میم _
رانندگی اولش سخته بعد بدون اینکه بهش فکر کنی همه کارها رو میکنی
^ـ^ به امید اون روز
دخترآشوب
کاش  برای همه مردها و زن های سرمینم جا بیفته که یک زن زندگیش با جدا شدن یا مرگ همسرش تموم نمیشه...
اره اصلا چیز عجیبی نیست، از قسمت اول پست اینو گفتی؟ اون بیشتر نظرش این بود که زندگی ، و کلا زندگی مشترک از رویاهای فانتزی خیلی فاصله داره:))
دریا
😂😂😂
آره با کلی انرژی💗💗
من باید اینو بگم 
که تو چقددددر خوبی 😘😍😍
عزیزدلمممممم، با خوبا نمیشه چیزی جز خوب بود
والا♥:*
رسول
به کل ، کجای زندگی نقطه ی رسیدن هست، که ازدواج باشه؟ احتمالا تنها نقطه ی قطعیِ رسیدن، تو زندگی ، اون آخرشه :/ :))
.
استرس رانندگی همون دو هفته ی اولشه. برای من که اینطوری بود. اما خب کتاب به اندازه ی دلخواه نخوندن، متاسفانه دوره نداره. :/ بازم برای من که اینطوری بود :/ دی:
به موافقت سر تکان میدهیم ^ـ^ دقیقا نقطه‌ی قطعی رسیدن آخرشه! تازه اگه بخوام رو میلم به باور تناسخ سرپوش بذارم=))

:)))امیدوارمممم! من تازه جلسه ‌ی ششم رو گذروندم، پس میشه به اخر هفته ی بعد امیدوار باشم:دی 

رسول
نه تو جلسه های رانندگی که هنوز استرس طبیعیه ! =))) من دو هفته از رانندگی کردن خودتو گفتم دی: =))))
=)))))) خب پسسسس حالا حالا ها وقت دارم
Miss Author
=))
وای دقیقا رانندگی واسه منم همینطوریِ :| نمیدونم چیزی که واسه این همه آدم لذت بخشِ چرا واسه من دردناکِ و خسته کننده سـ! شاید چون خیلی ناشی ام =) ی بار از بس پشت سرم بوق زدنــ از پشت رل پاشدم وسط اقدسیه :))

درد باشگاهُ... من هنوز بعد چند جلسه و تعویق چند ماهه دارم میکشم :)
خیلی دردِ بدیِ! ولی گاهی بعضی دردا لذت بخشِ
تموم سلولا خاکستری مغزم درد میگیرن همراه ماهیچه پا و دست راستم به خاطر دنده!=)) 
:)))))))))) باید یاد بگیری دایورت کنیم واقعا، وگرنه ملت این کاراشون تمومی نداره، ببین مثلا چراغ هنوز سبز نشده ولی بوقققققققققق که چی احتمالا چون دیدن پشت فرمون یه زنه، ای بابا :))

منم دو هفته تعویق افتاد باز وسطش، منتظرم برم و دوباره دهنم صاف شه:)) 
ارررره، درد لذت بخشیه:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan