فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

227

/ بازدید : ۵۷

فیلم:

۱-به نام پدر- ابراهیم حاتمی کیا ۱۳۸۴

 

+ کی گفته جنگ تموم شده بابا؟ یادتونه میگفتم پدری که میجنگه جای بچه‌هاش هم تصمیم میگیره؟ من هم بالاخره توی جنگتون شرکت کردم ، ولی هنوز به من پلاک ندادن. 

 مگه نگفتین آتش بس آخر جنگه ؟ هنوز هم نفهمیدن؟ من نرفته بودم بجنگم. هیچکس نظر منو نپرسید. هیچکس پرچم سفیدمو ندید بابا...

 ـــــ

-این تپه شاهد نیست؟! 

+ نه…تپه شاهد کجا، این کجا؟

- اینجا تپه شاهده مرتضی. 

+ حالا وقتی رسیدیم، نقشه رو میذارم جلوت تا بفهمی خطا کردی

- حرف نزن، من کارم همینه. من هنوز اینجارو خیلی خوب یادمه.این تپه باستانی که میگن،همین تپه شاهده مرتضی.

مرتضی،جان مرتضی به من دروغ نگو.من خودم، من خودم اینجا...یا زهرا،یا زهرا...عراقیا  تا اینجا اومده بودن،تا اینجا..داشتن می رسیدن.ما اینجا سنگر دیده بانی داشتیم... همین جا.

من به خاطر اون نامردا… من…من اینجارو مین کاشتم…

دنیا چرا اینطوری میشه مرتضی؟!کی به کیه؟

من تاوان چیو باید پس بدم؟

حبیبم کجا بود؟خدا این پارو بگیر پای حبیبمو بهم پس بده.به خودت قسم راضی ام

من جنگیدم نه اون…من اعتقاد داشتم نه اون…

 

 

۲- شبهای روشن-فرزاد مؤتمن ۱۳۸۱

 

 آدم ها از دور دوست داشتنی ترند ٬ شایدم خیالاتیمو میترسم با پیدا کردن دوست مجبور بشم  از خیالبافی دست بردارم اما اگر دو نفر به قیمت دوستی مجبور بشن تا اخر عمر بهم دیگه،دروغ بگن بهتره که در تنهایی بشیننو به چیز هایی فکر کنن که دوست دارن .
 روز ها فکر کردن فایده نداره. صدا و نور و شلوغی مزاحم خیالبافی آدمه . 
باید صبر کرد تا شب بشه...

 

۳-گذشته-اصغرفرهادی ۲۰۱۳

 

فواد : اگه دستگاهو ازش جدا کنن میمیره؟
سمیر : آره
 : پس چرا جداش نمیکنن ؟
 : واسه اینکه نمیدونن خودش میخواد بمیره یا با این دستگاه زنده بمونه
 : میخواد بمیره
 : از کجا میدونی ؟
 : کسی که خودکشی میکنه یعنی اینکه نمیخواد زنده باشه…


کتاب:
 
"صداهایی از چرنوبیل" تاریخ شفاهی یک فاجعه اتمی - سوتلانا آلکسیویچ
 
-جهان به دو بخش تقسیم شده است: یک طرف ماییم؛ چرنوبیلی ها، و طرف دیگر شما ایستاده اید؛ دیگران.
دقت کرده اید؟ اینجا هیچ کس نمی گوید روسی، بلاروسی یا اوکراینی ست. ما خودمان را چرنوبیلی می نامیم. «ما چرنوبیلی هستیم.» «من چرنوبیلی ام.» انگار مردمی دیگریم؛ ملتی نو.
 
پ ن: قبلا از کتاب جنگ چهره‌ی زنانه ندارد از همین نویسنده گفته و نوشته بودم.دیگه نگم کتاباش چقدر خوبه و بخونید و اینا :))

 
+به صحرا شدم عشق باریده بود. و زمین تر شده بود. چنانکه پای مرد به گلزار فرو شود، پای من به عشق فرو می‌شد...
 
- تذکرة الاولیا 
 
+ کلاس امروز رو کنسل کردند و زمانی خالی شد که بتونم برم کتابخونه.کتابای درسی رو توی کیف جا میدم، یه کتاب متفرقه که چاره‌ی خستگی باشه،نسکافه،یه کم میوه، هندزفری و شارژر...کیف سنگین و سنگین تر میشه، سر راهم میخوام برم آرایشگاه، قبلش باید برم کلاس رانندگی، تموم دستام سوخته و تیره شده،من این رنگو دوست دارم به شرطی که سرتاسری باشه،نه اینکه فقط دستا تا ارنج.کاش زودتر تموم شه،کاش زودتر از ساعت ۲ بعد از ظهر و سوختن زیر برق افتاب و رانندگی بین ماشینا با آدمای خسته و گرسنه که هی میخوان زودتر برسن راحت شم.میم اصرار داره یه جلسه از کلاس رو همراهم باشه،من بهونه میارم و از سر باز میکنم،چجوری میشه تو آینه‌ نگاه کرد و اون عقب دیدش و تموم گاز و ترمز و راهنما و برف پاک کن  رو با هم قاطی نکرد؟
 
+دو هفته زودتر شروع کردم برای خوندن امتحان میانترم.یه بار هم شده شب امتحانی نباشیم ببینم چی میشه، خیلی خستم از اینهمه تکلیف نوشتنی و اینهمه لغت.
یکی از دوستام تو همین اوضاع برام یه عکس فرستاده که روش نوشته زندگی خیلی کوتاه تر از این حرفاس که آلمانی یاد بگیریم! حق داشتم براش بنویسم کوفت و زهرمار...اه
 
+سه روزه قفل کردم رو این آهنگ ،اه لامصب چقدر خوبی، چقدر خوبی ، چقدر خوبی... 
سلیقه موسیقیایی من از زندگی قبلیم جا مونده . احتمالا پاسی از شب گذشته تو خیابون راه میرفتم و اینا رو میخوندم.یکی هم از پنجره‌ی خونه‌ای داد میزد بگیر بکپ خروس بی محل... "برای مثال "
 
دریافت
 
+کامنتای قبلی رو شب جواب میدم  و وبلاگا رو میخونم^ـ^
 
 
 
۹
بهــ ــار..
۱۹ شهریور ۱۲:۵۹
خراب اون بگیر بکپ خروس بی محلت شدم :)))) 
بعد اینکه اینا الان معرفی بودش؟ 
الان گردن منم بزنی فیلم ایرانی نمی‌بینم
رفتم تابستان داغ رو دیدم عنم گرفت به قرآن -____-
پاسخ :
:)))))))))))فدای توووو

نههه این فیلما رو معرفی نکردم، قدیمین شاید باب میل نباشن، از دومی هم اونقدرررررر خوشم نمیومد، صرفا دیالوگاش که برام جذاب بود رو نوشتم.


تابستان داغ بدهههههه؟ای دادددددددددد محض گل روی علی مصفا عزیز دل میخواستم برم ببینمش که!
صخره .
۱۹ شهریور ۱۳:۰۱
کتاب خون و فیلم بین کی بودی تووو؟:)
دلم برات تنگ شد:( دوباره وسط خیابون بیا بغلم:(((((


ای جانم^^ برف پاک کن و گاز و ترمز و :-D یاسی :-D خاک تو مخت:-D عاجق شدی رفت رفیق:-D کیلی لی لی لی لی:-D

میشه اسم اون دوستت رو بگی؟ به خدا کاریش ندارم. یه دونه یواش میخوابونم تو گوشش،  بقیه شو خودش رو آسفالت داغ غلت میزنه-_- ایش عح:| ملت چرا همچین شدن؟!:| 



پاسخ :
تووو توووو :))))))))
وای منم:( 


=)))))))))))))))) من همون اول هی میخواستم بزنم تو سرم دلما، شما نذاشتین، بیا دیدی چی شد؟=))


=)))))) نمیخوام خونت کثیف شه نمیگم رفیق بیخیال =)))
صخره .
۱۹ شهریور ۱۳:۰۳
کلی هم خسته نباشید و اینا بابت درس خوندنا و نوشتنی ها 
فردا از طرف من یه مارشمالو با خودت ببر کتابخونه

و ایضا! دمت گرم بابت تحمل تمرینای طاقت فرسای راونندگی :) 
به اون ماشین زرده فک کن که قراره منو تو و دریا باشیم تو یه جاده ی بینهایت
[انگیزه دیگه ای به ذهنم نرسید:| شرمنده ام که باز خودمونو انداختم بهت:|:-D خیلی دلتم بخواد حتی:-D ]
پاسخ :
میدونی قبل رفتن ااینو خوندم و برای خودم مارشمالو خریدم بردم؟ اینقدر چسبید! :))


:)))))))) شخ غول شکستن نیست ولی این اخرا یگه خسته شدم واقعا، تموم دست و بالم سوخت :/

وای ^ـ^ ماشین زرده ^ـ^ عاغا من و تو و دریا، جیم رو هم میاریم، بی جیم هرگز^ـ^ اینقدر خوش میگذره♥:دی
میم _
۱۹ شهریور ۲۳:۵۱
المانی میخونی؟:((((
عاقا منم میخوام :((((
+ مرسی بابت معرفی کتاب
+ ربطی به حرفات نداره ولی زندگی به کامت ^_^

پاسخ :
اررررره^ـ^ برو دنبالش اینقدر خوبه! 
من کلاس میرم ، ولی بچه ها بلاگستان یه گروه دارن که المانی میخونن با هم خوداموز ، میخوای بیای؟


+خواهش میکنمممممم^ـ^

+تو بیشتر میم! خیلی زیاد خوش باشی
میم _
۲۲ شهریور ۱۳:۱۳
هستم تو اون گروهه،هستی؟
پاسخ :
ارررره:)) رفتم اعضا رو دیدم، دو تا میم که بیشتر نداشتیم یکیشونو میشناختم پس اون یکی توییییی:)) منم که یاسمنم:دی
میم _
۲۴ شهریور ۲۰:۱۶
اه چه حس باحالی داره میبینی طرف چه قیافه ایی هست 
پاسخ :
وای اره،برای من دیدن چهره دوستای مجازی همیشه هیجان انگیز بوده:))
رسول
۲۵ شهریور ۱۰:۲۴
دیالوگا رو دوست داشتم! :)) 
پاسخ :
:)) الان داشتم فکر میکردم چرا مثلا برای فیلم اول ننوشتم دیالوگای پرویز پرستویی و گلشیفته بودن که بهتر حس بشه، ولی خیالم راحت شد تونست برسونه حس رو و دوست داشتی
انگور ...
۲۷ شهریور ۰۰:۳۱
شب های روشن بهترینههههه
پاسخ :
من از بازی نقش اول مردش خوشم نیومد، ولی داستان لطیفی بود واقعا:)
دخترآشوب
۳۰ شهریور ۲۲:۴۱
شب های روشن عالی بود حتی می تونم بگم فراتر از عالی تک تم دیالوگ هاش محشره...مخصوصا این:
  • رویا: تو می‌گی من سبک شدم؟
  • استاد : خُب … عشق آدمو سبک می‌کنه، ولی سبک نمی‌کنه.

پاسخ :
اره این فیلم دیالوگای خیلی قشنگی داشت ، از اون دیالوگا که بعدا یادش میافتی و تو ذهنت میمونه... کلا از نظر احساسی خیلی فیلم خوبی بود:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان