فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

!He-e-e-e-er's Johnnie

/ بازدید : ۲۴

جک که مسئولیت مراقبت از یک هتل کوهستانی که در فصل زمستان به دلیل شرایط آب و هوایی تعطیل میشود را بر عهده گرفته به همراه همسر و فرزندش برای گذراندن زمستان و تمرکز برای نوشتن داستان جدید در آرامش به آنجا میرود.

فضای وهم آلود و تنهایی او را دچار جنون میکند.در ادامه‌ی این اختلالات جک که سلامت روانی خود را از دست داده قصد جان همسر و فرزندش را میکند.

فیلمی در ژانر وحشت به کارگردانی استنلی کوبریک و بر اساس داستانی از استیون کینگ.


جایی خوندم "بازیگر خردسال فیلم که در هفت سالگی در این فیلم بازی کرده بود تا ۱۲ سالگی نفهمید که در فیلمی ترسناک بازی کرده‌ است. کوبریک حس مسئولیت شدیدی در این خصوص احساس می‌کرد و بدین لحاظ این امر را از کودک هنرمند پنهان نگه داشت تا به روحیه او لطمه‌ای وارد نگردد."

من فکرم مشغول این شده که خب این حرکات غیر طبیعی و دیالوگهای فیلم رو با چه داستانی برای بچه جا انداختن که با صدایی که گرفته شده و حالت چشمای غیرعادی در حالی که چاقوی بزرگی رو دست گرفته چیزی رو زمزمه میکنه و روی در با رژ لب قرمز مینویسه.

The shining

1980

imDb:8.4-10


۵
علیـ ـرضـا
۰۵ مهر ۱۹:۵۷
همین طوری بی خود و بی جهت دهنمون سرویس شد :)))
پاسخ :
چییییی؟:)) بی خود و بی جهتش یه جوریه ولی ادم تا اینو میخونه میخواد بپرسه چرا خب؟:))
علیـ ـرضـا
۰۵ مهر ۲۱:۵۰
هر چیزی توضیح نداره که :))
پاسخ :
:)
صخره .
۰۶ مهر ۲۳:۴۶
چجوری خدایی؟ 
یاسی توجه کردی پدر مادرا چه قدر افزایش مهارت دارن؟ 
مثلا قصه سرهم کردن برا سوالایی که بچه ها میپرسن 
البته ربط زیادی نداشتا:/ دیگه یاد اینم افتادم
پاسخ :
اره واقعا، تا حالا چند مورد شاهد بودم با تحلیلا فضایی دهن من و بچه رو همزمان بستن=))
رسول
۰۹ مهر ۰۳:۱۵
شاینینگ رو یه بار تا نصفه دیدم، بعد دیگه بعدش هی نشد ببینم دی:
پاسخ :
من دقیقه‌های اخرش یه صحنه‌ش رو دیدم مربوط به فرار بچه تو برف، بعد یادم اومد اع اینو قبلا هم دیده بودم:)) البته خیلی قبلا، اونقدر که هیچیش یادم نبود

کلا فیلمی نبود که آدم بگه شاهکاره و باید دید و اینا، فقط یه فیلم جذاب بود همین
Masi Rika
۱۶ مهر ۱۰:۲۲
بعد دیدن این فیلم بود که عاشق بازی جک نیکلسون شدم!مردک جذاب عوضی!
وای یاسی من میمیرم واسه حالت حرف زدنش تو اون صحنه ای که توهم میزنه تو باره و میخواد آبجو بگیره!صدبار اون صحنه رو عقب زدم تا از اولش ببینم!:))
پاسخ :
وای مسی من عاشق اون صحنه ش هستم که رو پله ها داشتن دعوا میکردن، این با یه قیافه روانی طور ریلکس به زنه میگفت چراغ زندگیم! من نمخوام بهت اسیب بزنم فقط میخوام مغزتو داغون کنم! وای یعنی عاشق این حالت روانی چهره و کلامشم:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان