فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

Weakness

/ بازدید : ۴۲

سر کلاس نشسته بودم که نگاه استاد افتاد بهم.با تعجب ابروهاشو بالا داد و من خندیدم، پرسید افتادی؟

 گفتم نیومدم امتحان بدم. پرسید چرا، گفتم ترسیدم بیافتم!

این خلاصه کل کارهای کرده و نکرده زندگی منه.


۹
صخره .
۱۸ مهر ۲۱:۱۰
ملموس…
پاسخ :
چه بد... :(
علیـ ـرضـا
۱۸ مهر ۲۱:۵۹
همون درسی که گفتی نرم سر امتحان که مشروط نشم ؟
پاسخ :
نه این یه چهارواحدی تخصصی بود که جا زدم کلا :))
Miss Author
۱۸ مهر ۲۲:۰۸
جالب بود :))
من خیلی اینجوری رفتم و پاس شدم =) نمیدونم کی باهام بود یا پشتم بود دقیقا :)
ولی خدا خیرش بده :))
پاسخ :
:))))))))) دعای خیر مادر:دی 
پسر مشرقی
۱۸ مهر ۲۳:۰۵
منم خیلی از کارام همینجوریه...
شاید بی ربط ولی یاد اون قسمت کتاب شازده کوچولو افتادم که رسید به سیاره ی میخواره و گفت چرا شراب می خوری. اونم جواب داد تا شرمندگیم رو فراموش کنم. گفت شرمندگی از چی؟ اونم جواب داد از اینکه می, می خورم...
زندگی من دقیقا شبیه اون میخواره ی کتاب شازده کوچولوئه...
پاسخ :
وای ! دقیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییقا! 
اه خود خود خود بهترین تعبیر بود از کارایی که من با خودم میکنم
میم _
۱۸ مهر ۲۳:۱۶
اول اینکه چه قالبت خوبه
دوم اینکه :(
پاسخ :
مرسیییی عزیزممم:)
دریا
۱۹ مهر ۱۲:۰۳
قصد نداری اون صد تا لاولی بالای وبتو کامل کنی ؟ دی:
پاسخ :
اصلا یادش نبودم باورت میشه؟:))
Sif Tal
۲۰ مهر ۰۰:۱۲
:))

+ خلاصه ی همه کارها چرا؟ :/
پاسخ :
چون همیشه یا از ترس نتیجه سراغ چیزی نرفتم، یا اگر هم رفتم اینقدر ترسیدم که کوفتم شد:))))))
Miss Author
۲۰ مهر ۱۳:۵۴
=)))))) 
وای... :)))))
خدا نکشت
پاسخ :
=)))))))))))) تنها چیزی که به ذهنم رسید
دریا
۲۰ مهر ۲۰:۲۸
بله که باورم میشه 😂:-)
پس حالا کاملش کن 💛;-)
پاسخ :
=))
چشششششششم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان