Weakness

  • ۲۱:۰۹

سر کلاس نشسته بودم که نگاه استاد افتاد بهم.با تعجب ابروهاشو بالا داد و من خندیدم، پرسید افتادی؟

 گفتم نیومدم امتحان بدم. پرسید چرا، گفتم ترسیدم بیافتم!

این خلاصه کل کارهای کرده و نکرده زندگی منه.


صخره .
ملموس…
چه بد... :(
علیـ ـرضـا
همون درسی که گفتی نرم سر امتحان که مشروط نشم ؟
نه این یه چهارواحدی تخصصی بود که جا زدم کلا :))
Miss Author
جالب بود :))
من خیلی اینجوری رفتم و پاس شدم =) نمیدونم کی باهام بود یا پشتم بود دقیقا :)
ولی خدا خیرش بده :))
:))))))))) دعای خیر مادر:دی 
پسر مشرقی
منم خیلی از کارام همینجوریه...
شاید بی ربط ولی یاد اون قسمت کتاب شازده کوچولو افتادم که رسید به سیاره ی میخواره و گفت چرا شراب می خوری. اونم جواب داد تا شرمندگیم رو فراموش کنم. گفت شرمندگی از چی؟ اونم جواب داد از اینکه می, می خورم...
زندگی من دقیقا شبیه اون میخواره ی کتاب شازده کوچولوئه...
وای ! دقیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییقا! 
اه خود خود خود بهترین تعبیر بود از کارایی که من با خودم میکنم
میم _
اول اینکه چه قالبت خوبه
دوم اینکه :(
مرسیییی عزیزممم:)
دریا
قصد نداری اون صد تا لاولی بالای وبتو کامل کنی ؟ دی:
اصلا یادش نبودم باورت میشه؟:))
Sif Tal
:))

+ خلاصه ی همه کارها چرا؟ :/
چون همیشه یا از ترس نتیجه سراغ چیزی نرفتم، یا اگر هم رفتم اینقدر ترسیدم که کوفتم شد:))))))
Miss Author
=)))))) 
وای... :)))))
خدا نکشت
=)))))))))))) تنها چیزی که به ذهنم رسید
دریا
بله که باورم میشه 😂:-)
پس حالا کاملش کن 💛;-)
=))
چشششششششم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan