فریاد زیر آب

چه امیدی به این ساحل؟ خوشا فریاد زیر آب

خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا هوسِ قمار دیگر

/ بازدید : ۴۸

شاید باورتان نشود اما این هفته با خودم بیشتر از هرچیزی به مرگ فکر کردم. به دور از هر آه و ناله‌ای خوب میدانم که من آدمش نیستم.حالا از نبود شجاعت است، یا از امید احمقانه‌ای که در لجن‌ترین روزها زنده میماند.ولی میدانم زندگی هرجوری تمام شود،بعد از یک سکسکه‌ی مشکوک و طولانی،یا از ویروسی ناشناخته یا تصادفی ناگهانی، این من نیستم که تمامش میکنم.با این حال این روزها بیشتر از هرچیزی به گذشته فکر کردم و به مرگ.شاید اگر به تناسخ مطمئن بودم میگفتم خب جهنم، میروم از اول میسازمش، یک جور دیگر، در قالب آدمی دیگر،شاید به گناه ناشکری علیه زندگی اولش سوسک شوم،اما سوسک خوبی خواهم شد،بعد یک گربه‌ ، و سالها بعد شاید دوباره آدمی خواهم بود که برای خودش راهی دارد، چراغی، ایمانی، هدفی... . 

خلاصه که احساس میکردم یک زندگی نصف و نیمه روی دستم مانده.شاید هم من روی دست زندگی.

اما بعضی روزها هست که انگار از عالم دیگری، از جهانی موازی که تو در آن شاد، قوی و راضی هستی میافتد توی دستت.شاید برای یک ساعت، شاید برای یک روز،شاید به اندازه‌ی خواندن یک پیامِ خوب! 

بعد به طرز احمقانه‌ای دوباره امیدوار میشوی.به طرز خیلی احمقانه.


دریافت

۸
صخره .
۲۰ مهر ۱۱:۰۲
چه قدر اینو میفهمم
یاسی؟ چرا انقد خوب مینویسی اخه؟
موزیک پس زمینه اش میتونه The weeping meadow باشه:)
پاسخ :
رفتم دانلودش کردم ... چه موزیکی ...
حالا اون هیچی ، عجب اسمی داره، دشت‌های گریان... آدم یه حالی میشه:)
صخره .
۲۰ مهر ۱۱:۳۰
جییییغ:-Dاضافه شده به پست:-D وا خاک عالم:-D

+اره واقعا ادم یه حالی میشه:(
پاسخ :
^ـــــــــــــــــ^ اصن استقبال از آهنگ خیلی خوب بود^ـ^ :دی

:))
Miss Author
۲۰ مهر ۱۴:۳۳
منم مدتِ مدیدی دچار این حس بودم. واسه همین آشناست... 
به همون سرعتی که درگیر این حسِ بد میشی به همون سرعتم به اولین نشونی امیدوارکننده ای چنگ میزنی و همش محو میشه! اینُ مطمئنم. 
پاسخ :
ارررررره، یه نمودار سینوسی همیشگیه... خستگی، و دوباره چنگ انداختن به اولین کورسوی امید:)
پسر مشرقی
۲۰ مهر ۱۵:۱۹
این حرفات خیلی سنگینه...
اونقدری می شناسمت که از روی شکم سیری و به خاطر یه حس گذرای بچگانه حرف از مرگ نزنی. و احساس کنم حتما توی بن بستی گیر افتادی که فکر مرگ درگیرت کرده...
منم مثل تو به این نتیجه رسیدم که نمی تونم خودم با دستای خودم تموم کنم همه چی رو. و توی اون یک سال و نیم انزوا هرچقدر منتظر موندم تا مرگ خودش به سراغم بیاد ولی نیومد. و تصمیم گرفتم با همین فرمون پیش برم تا روزی که تموم بشه همه چیز...
و فقط همون طور که نوشتی لحظاتی, فقط لحظاتی پیش می آن که فراموش می کنی همه چی رو. انگاری مست شدی و اون وقت لذت می بری از زندگیت...
پاسخ :
جالب اینجاست که هیچ جوره از مرگ خوشم نمیاد، مردن برام ترسناک نیست، اما غمگینم میکنه
ولی این روزا حس میکنم اینقدر فرصتای از دست رفته و انتخابای اشتباه، و جا زدن های همیشگی داشتم، نه فقط این مدت، شاید ده سالی میشه!
که حس میکنم ، مردن و از اول شروع کردن ، خیلی راحت تر از اینه که بخوام به این وضع نابسامان سرو سامون بدم:))
نمیدونم میتونم برسونم منظورمو یا نه...
میم _
۲۰ مهر ۱۹:۰۶
چه اهنگت خوبه *_*
پاسخ :
اره خیلی، ^ـ^ منم خیلی دوستش دارم
___ سلوچ
۲۱ مهر ۰۸:۱۳
چرا حالا دوباره قمار دیگر؟

موزیک محشر بود
پاسخ :
چون انگار نمیشه از خیلی چیزا دست شست:)

:) مرسی از صخی
پسر مشرقی
۲۱ مهر ۲۱:۰۰
آره. منظورت رو خیلی خوب رسوندی. منم اون قسمت اشتباهات رو باهات شریکم. حتی مطمئنم مثلا از تو و خیلی از دوستای دیگه م بیشتر گند زدم توی زندگیم. فقط یه مشکل اضافه دارم به اسم ناامیدی به آینده و نداشتن فرصت جبران. این یکی تازگیا درگیرم کرده و چقدر بدتر از اون حس اولی و مشترکمونه...
پاسخ :
برای منم زمانی واسه جبران نیست:) سخته
مرد پاییزی
۲۶ مهر ۰۲:۲۷
فکر کنم من مث همون قماربازه هستم که توی عنوان گفتی ... 
پاسخ :
داستان خیلی از ماهاس
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About Me
مرا عظیم تر از این آرزویی نمانده ست
که به جستجوی فریادی گم شده برخیزم
با یاری فانوسی خرد یا بی یاری آن
در هر جای این زمین
یا هر کجای این آسمان .
فریادی که نیمه شبی
از سر -ندانم چه نیاز -ناشناخته از جان من بر آمد
و به آسمان ناپیدا گریخت ...
ای تمامی دروازه های جهان !
مرا به باز یافتن - فریاد گم شده ی خویش
مددی کنید !

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان