پونه، زرد، خفه‌گی

  • ۰۹:۵۳

پنج شنبه وقت کردم خودم رو برسونم سینما و عقب افتادن از فیلمای روی پرده رو با دو سانس فیلم پشت هم جبران کنم. 

وارد سالن که شدم یه نگاه به صندلی‌های خالی کردم و با کمی فاصله کنار دختری نشستم که از همون اول با نگاهش دنبالم کرد،اول فکر کردم آشناس،توی چهره‌ش دقیق شدم اما نبود و با یه لبخند ارتباط چشمی رو قطع کردم ولی اون سر صحبت رو باز کرد که چه فیلمی رو میخوای ببینی،گفتم خفه‌گی، ۴۵ دقیقه تا شروع فیلم فرصت داشتیم و ۴۵ دقیقه کافی بود که دوست شیم.گفت من خیلی کم میام سینما چون کسی نیست باهام همیشه بیاد.بهش گفتم من دیگه عادت کردم،اتفاقا خیلی هم خوبه،گفت پس هرزگاهی هماهنگ کنیم با هم بریم، من زیاد کتاب نمیخونم برای همین دور شدن از سینما دیگه خیلی فاجعه میشه برام.

اسمش پونه بود.از این دخترای خوش زبون که اصلا شبیه من نیستن و مدام توی صحبتاشون خیلی محبت بروز میدن! از اینا که وقتی چیزی تعریف میکنن به صحبتاشون پر و بال میدن و میگن وای یاسیِ عزیزدلمممممم چشمت روز بد نبینه که فلان شد و بیسار.وسط حرفاش میگفت چقدر تو شیرینی، مهرت به دلم نشسته، و من معذب بودنمو پشت خنده هام قایم میکردم که منم همینطور، و به سختی از پشت دندونام میکشیدم بیرون که منم همینطور"عزیزم".

بعد شماره و ای دی اینستامو گرفت و رفت،صبح که پاشدم دیدم فالو کرده.من همیشه میگم واسه دوستی‌های جدید باید قاطی اجتماع شد، از کلاس و گردش گرفته، تا نمایشگاه و سینما. اینو چند بار به خیلی از دوستام که دنبال ارتباطای بیشتری بودن میگفتم ولی فکرشم نمیکردم تو سینما با کسی دوست شم، حتی دوستی‌ای در حد اخر هفته میخوای بریم سینما، هستی؟ ! 


+درمورد خفه‌گی. من دوستش داشتم،نورپردازی،طراحی صحنه و لباس، بازی کنترل شده‌ی نوید محمد زاده ، و بازی موثر شخصیت‌های مکمل فیلم مثل ماهایا پطروسیان و پولاد کیمیایی ... اما غافلگیر کننده تر از همه حضور الناز شاکر دوست با گریم عجیب و بازی خیلی خوب که درش اثری از "من یه دختر خوشگلم،همین برای هنرپیشه بودن کافیه" نیست، حتی فن بیانش هم تغییر کرده بود و به نظرم این یکی از اون فیلمایی هست که شاکردوست میتونه باش از کارنامه هنری خودش دفاع کنه.

یه درام روانشناسانه و نسبتا غافلگیر کننده که وسط این درام زدگی خسته کننده سینمای ایران توی زمستونِ نمیدونم کجا اتفاق میافته، کمی مرموز و رعب آور. 

+زرد

فیلم با نمایش دادن چند جوان و خوشی‌هاشون از سفر کاریشون به ایتالیا شروع میشه و همه چیز اینقدر خوب و خوشه که از همون اول میشه وقوع یه بحران رو پیش بینی کرد.

میشه گفت فیلمی در سبک سینمای فرهادی،اما نه اونقدر موفق و نه فراموش نشدنی. 

از بهرام رادان بعد از بازیش توی بارکد انتظار  بیشتری داشتم، ساره بیات انگار نقش براش جا نیافتاده بود،دنیایی کاملا متفاوت ولی همون بازیِ سریال عاشقانه، بهاره کیان افشار هم همینطور. 

فیلم میتونست خیلی بهتر باشه اما طبق معمول از هر سرنخ، روایت و سکانس‌هایی که میتونست جذابیت فیلم رو بالا ببره سرسری گذشتن. 

برای من تنها ویژگی مثبت فیلم پرداختن به بحث اهدا عضو بود. 

صخره .
یااااسیییی
یه چیییزییییی
من شنبیه مهرداد صدیقیانم؟
=))) بذار تو اون کامنت برات میگم=))
صخره .
نگا چه بی ربط:-D عاغا خدایی قیافه من شبیه صدیقیانه؟!
هی همه بهم گفتن و ماعم صدیقیان را فالو کردیم و هی زرد زرد کرد و ما چه خوشمان امد که کمی در مورد زرد اطلاعات کسب کردیم:)

+اصن الناز شاکردوست و این مدلا؟ ایول بابا! خوبه باز! یه امیدی در دلم دوید:-D

+پونه!:) یاسی همش ذهنم درگیر یه دختره اس که تو مترو نشست بغل دستم و گفت پریودم ولی لباس روشن پوشیدم
بعد گفت دوست پسرم که باهاش بهم زدم 
بعد گفت عاشق فلان غذاعم
از صبح دارم فکر میکنم پس برون گرا تر از من هم ادم پیدا میشه:)
اوا بحث چرا از محوریت پونه خارج شد:-D ؟!:| 
ها خواهر داشتم میگفتم! پونه! چجوری میتونن انقد عزیزم عشقمی باشن؟! من جونم در میره تا به یکی بگم رفیق:| 

اول که خوندم خواستم بگم وا،من که چیزی متوجه نشدم، ولی باز سرچ کردم عکساشو دقیق نگاه کنم بعد مردم از خنده=))) اره صخی شباهت دارین=))
مثلا این عکس
http://uc.niksalehi.com/up3/images/7nu09yab3oe0v2ids39.jpg
انگار داداشته مثلا=))


+ اره ! واسه من شده بود یه چیزی تو مایه ها سحر قریشی ! با فیلما مقوا، ولی امیدوارم کرد جدا... :))))))

+خداوکیلی چطور میتونن یهو اینهمه ابراز داشته باشن؟ حالا از حرف عادی گرفته تا ابراز احساسات ...
من کلی زمان نیاز دارم براش=))

صخره .
خدایی توعم شباهت میبینی؟! من حس میکنم چون بهم القا شده نظرم نظر درستی نخواهد بود:-D 
خلاصه که از همین تریبون به همه کارگردانان و تهیه کنندگان : ما پیشنهاد بازی به عنوان خواهر مهرداد جان رو قبول خواهیم کرد:-D 

+خطاب به مهرداد: داداچ کی بودی توووووو؟:-D

من به خودم امیدوار میشم اصن:-D خدازیادشون کنه
ادم حس میکنه هنوز صمیمیت های ساده جریان دارن:)

اره، ولی وقتی نگفته بودی اصلا متوجه ش نبودمممم، باید مقایسه ای نگاه کرد=))

=))))داداچ تو =))))) 

اره ، مخصوصا در مورد من که جونم بالا میاد تا یخم اب شه با ادمای جدید ، بودن این آدما که منتظر تو نمیمونن وخودشون قدم برمیدارن خوبه! 
صخره .
از همه مخاطبین وبلاگ فریاد زیر اب تشکرات ویژه به عمل می اوریم. زیرا انها اجازه میدهند کامنت اول و دوم و بلکه عم سوم پست مال ما باشد. 
با سپااااااس 
ماچ یو همتون :) 
=)))))) تی جان قربانننننننننننننننننننن♥
صخره .
من اولاش همش میگفتم دماغ ساجی به این سربالایی:| الان میبینم دماغ مهرداد هم نسبت به مردونه بودنش جذابه:-D

خدا حفظشون کنه حتی! وااااای یاسی! رضا یه پست نوشته بود که تو اتوبوس میشینه بغل یه دختره و دختره تعریف میکنه فرار کرده و اینا! اونم برااااا رضا:| قررربونش برم بچمو با شیش کیلو عسل هم نمیشه خورد بسکه جدی و کاریزماتیک و اقاس!
اصن کف کرده بودم


بعضی وقتا ادما اینقدر تنها میشن، و اینقدر دلشون میخواد حرفشونو بزنن که این اتفاقا قابل درک میشه
تازه به غریبه ای که سوار اتوبوس ممکنه هیچوقت دیگه نبینیش راحت تر میشه گفت ، تا اشنایی که خبر نداره و هر روز باش چشم تو چشم میشی، حتی اگه دوست باشه
صخره .
اها! دقیقا! صبح سامان میگفت اونا کار منطقی تری میکنن! میگن و میرن و اب از اب تکون نمیخوره! ولی وقتی یکی دوستته کلی بالا پایین داره و اینا! خلاصه که الان سامان متمرکز شده جفت دهن منو کمی سفت کنه که نمیشه گمونم:|
=)))))))) من از بابت مشکلی ندارم، باید با امبردست ازم حرف کشید کلا =))))) ولی صخی این طورم خوب نیست
کلا خوشا تعادل
صخره .
خوشا تعادل! 
که ما نداریمش!
اصلا خوب نیست اصلا 
و من نمیدونم کی به اون درجه از بلوغ میرسم که یکم دهن بسته شه
اره میدونم
اصلا خوب نیست ...
ولی خب ، بیخیال
دریا
مبخواستم برم فیلم زرد رو ببینم ولی با این اوصاف خفه گی ارجعیت داره 😍
البته سلیقه‌ خیلی دخیله تو این چیزا،شاید تو برعکس من باشه نظرت ^ـ^
پسر مشرقی
خوبی این پستا اینه ناراحت نمی شم از این دوران سینما نرفتنم.
:))
میم _
چه باحال دوس شدین
من عاشق این دوستیای خرکی هستم که یهو از ناکجا اباد با هم دوس میشین..
تجربه اشو ندارم و امیدوارم برام پیش بیاد
اره خیلی جالبه منم قبلا اینطوریشو تجربه نکرده بودم، وقتی ادم انتظارشو نداره ...خیلی جالب میشه^ـ^
امیدوارم یه دوستی خوووووووب همینطوری یهویی غافلگیرت کنه:)
Miss Author
چقدر خوبه میری سینما... اصلاً حوصلشُ ندارم راستش 
منم یه دوره اینطوری شدم با خودم میگفتم نهایتا چند وقت دیگه فیلمش میاد بیرون میبینم، ولی بعد که از زمانش گذشت ندیدم هیچ کدوم اون فیلما رو
الان باز بهتر شده سعی میکنم برم 
Miss Author
وای من یادم رفت راجع به اون دختره بگم =)) :|
منم هیچوقت احساس راحتی نکردم پیشِ اینجور آدما... که راحت حرف میزنن و ابرازِ احساس میکنن ولی به نظرم گاهی وقتا وجود چنین آدمایی خیلی لازمه تا آدم یکم برونتر شه 
اره منم همینطورم ، با کسایی که خیلی ابراز احساسات میکنن، یا تعارف میکنن و همش حواسشون هست
ببین یه پفک رو اینقدر تعارف کرد در طول فیلم، که تو رو خدا بخور، بخور عزیزم، تعارف نکن، بخور بخور بخور ، که دعا میکردم زودتر تموم شه=)) 

لیمو جیم
دلم خواست زردو ببینم :-)
لذت ببری:)
Miss Author
=)) 
چرا واقعا اینجورین :| اینجوری دلم میخواد با فحش مزینشون کنم :)
بعضیا که میرن سینما فقط واسه خوراکی =) خوبم هست البته :)) میچسبه
ولی این صدای قژقژ و چرق چرقشون خیلی رو نروه :|
=)) شااااااااااید باورت نشه ولی این اواخر یادم نیست سر چه فیلمی ، ولی یه عده بودن تخمه میخوردن! :/

انگور ...
چه دوست پیدا کردن خوووووبی ^_^ . خیلی خوبن بعضی از این یهویی دوست پیدا کردنا ...
باید برم این دو تا فیلم رو ببینم اصلا یادم نیس اخرین بار کی رفتم سینما
^ـ^ غیر منتظره قشنگه. حالا رفیق شیش دنگ ادمم نمیشنا. ولی خب، من کلا با تعداد بالا دوستی ها حالم خوبه...:دی
^ـ^ ایشالا بری و هرچی دیدی ازش لذت ببری
Fa Ella
من بیشتر تو ذهنم با ملت دوست میشم :)))
مثلا یکی رو نگاه میکنم و فک میکنم مثلا چطوری میتونه باشه؟  اخلاقش چطوره؟ اهل چه چیزاییه؟ و اگه باهاش دوست شم چجوری میشه و اینا. از دوران دانشجوییم اینکارو میکردم و گاهی هم طرف به طور واقعی میومد باهام دوست میشد یا من سر یه قضیه ای باهاش دوست میشدم و اینا، اما هیچوقت به طور واقعی نرفتم طرف کسی و بگم سلام من فائزه م شما؟ مگه اینکه دیگه خییییلی حس صمیمیت بهم منتقل میکرد. 
با اینکه بیشتر مواقع از کسایی که اینکارو میکردن استقبال کردم، به استئنای چند مورد که بعد از چند جمله متوجه شدم طرف خیلی نچسبه و یکی از دلایلی که هیچوخ خودم اینکارو نکردم این بوده که دیگران همچین حسی داشته باشن به من. به هر دلیلی خوشش نیاد و معذب باشه و حتیی حس اینسیکیوریتی بدم بهش. کلا فوبیای "نکنه مزاحم باشم" دارم انگار -__-


+خفگی رو خیلی دوست داشتم ببینم، عکساشو دیدم و با وجود اینکه خییلیا باهام مخالفن بنظرم الناز با اون گریم خیلی جذابه :)) 

اره میفهمم چی میگی ...
منم خیلی به ادما فکر میکنم، که بفهمم چطوریه، اگه باهاش دوست باشم چطوریه... قشنگ این فکرا و سبک سنگینکردنای ذهنی همیشه برای منم پیش میاد
و هیچوقت هم نه اینکه نخوام، کلا نتونستم شروع کننده ی رابطه ای باشم، منتظر طرف مقابل میمونم.
فوبیای نکنه مزاحم باشم رو من واسه دوستامم دارم گاهی وقتا، حتی واسه کسی که باش تو رابطه م =))) عجب وضعیه


+منم از دیدنش پشیمون نیستم.الناز خیلی نواوری داشت گریمش بازیش لحنش، خیلی خوب شده بود
sina S.M
زرد رو با دوستم رفتم دیدم واقعا اعصابش خورد شد . من هم همینطور . خیلی بد بختی های توش زیاد بود ...  چطور انقد راحت دیدین . واقعا این همه بدبختی و بدبیاری رو با هم تو یه فیلم ندیده بودم
اره بدبختیاش زیاد بود. و وقتی که میگفتی خببببب دیگه حل داره میشه باز بدتر میشد، مثل اون پسره امیرعلی نبویان که پاسپورت خواست ازش، یا داداش کلاه بردار یا هرچی... منم اعصابم خورد میشد ولی راضی کننده نبود برام. یعنی میشد خیلی بهتر باشه. 
اون سکانسی بود که ساره بیات ارایش میکنه میره بالاسر شوهرش خداحافظی یه چیزی در گوشش بگه، یکی از صحنه هایی بود که میشد فوق العاده بشه
بعد مثلا اون بچه که زیر گرفتن، بلندش کرد برد ، چی شد، اصن همینجوری مجهول موند.
تو کا
منم از دسته ای هستم که همیشه ملت پاپیش میذارن و میان باهام دوست میشن و تابه حال توی عمرم تاحالا هیچ وقت شروع کننده ی رابطه ای نبودم :| 

بچسب به همین پونه :دی که یعنی تنهایی سینما رفتن هرچند عادت میشه بعد از مدتی ولی خب اون کجا یکی باشه به هرحال :) [آیکون آدمی که همچنان تنها سینما می رود]
منم همینطور، حتی وقتی بچه بودم هم نمیتونستم خودم برم بگم بیا با من بازی کن، منتظر میموندم اونا بیان:))

اره! یکی باشه که اصن عالی.ولی نبودشم فدای سرمون
علیـ ـرضـا
 دلمان سینما خواست ولی حیف نه وقتش هست ، نه دوستش !
ما هم تنها رفته بودیما، خیلی فیلما رو تنها دیدم
بعد مثلا کسایی رو میشناسم که بین کار مرخصی ساعتی میگیرن و میرن فیلم میبینن... 
یه چیز دیگه کمه این وسط :دی
آرام ..
یاسیم یاسیم *_* یاسی خوشتیپم.*_*
بیا بَبَلم*_* دلم بلات یه کوشولو شده :**
آرامِ گوله‌ی انرژییییم! چقدر دلم تنگ شده بود واسه کامنتات ، یاد اون پست و زمان پخش ماه عسل افتادم وای ارام:)))))

♥ـ♥ منم دلتنگت بودمممم:*
Miss Author
یاس من اونشب به شدت ترغیب شدم که برم خفگیُ ببینم! به نظرت برم که ببینم؟ البته شنیدنِ آهنگشم بی تاثیر نبود!
ببخشید من اینو تو دانشگاه خوندم هرچی خواستم جواب بدم نت یاری نمیکرد ثبت شه
اخر دیدی ؟

من دوستش داشتم به نسبتتتتتت، ولی میترسم توصیه کنم کسی خوشش نیاد. ولی جذابیت داشت نسبتا:دی
Miss Author
:))
سر چه فیلمی تخمه میخوردن؟! :O هیچ نگفتی یعنی؟ وای چقدر بی فرهنگیم خدایی :)) مثلا یکی از اونور بیاد سینما با این صحنه مواجه شه...
جدی؟ یعنی خاصه؟ ما تقریبا یجوره سلیقمون. من تیزر و یه موزیک ویدیو دیدم ازش جالب بود!
اصلا یادم نیست چه فیلمی بود هرچی فکر میکنم..
خیلی ! فقر فرهنگی تو هر جا ببینی به چشم میاد. باورت نمیشه یه بار استخر بودم یه عده اومده بودن بعد مربیه باید راه میرفت پشت اینا که اقا اینکارو نکن، اون کارو نکن! پفک آورده بودن تو جکوزی بخورن 


ارررره ، از این راز آلودای یکم غیر قابل پیش بینیه ... بعد بازیشونم خوبه،مخصوصا نوید مثه بقیه کارا اغراق شده نیست.
و موزیکشم که عاشق شدم خیلی خوببببب بود واقعا!
دخترآشوب
بعد فاجعه اخیر نگار و سارا و آیدا دست و دلم به سینما نمیره:)
چی بشه که تو این سینما یه فیلم خوب ببینیم! 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan