بالاخره یه روزی قشنگ حرف میزنم-دیوید سداریس-ترجمه پیمان خاکسار

  • ۱۲:۰۳

کلمه‌ی فوبیک اگر درست استفاده شود جای خودش را دارد ولی تازگی‌ها معنایش را از دست داده چون همه اصرار دارند که ریشه‌ی بیشتر دشمنی‌ها ترس است نه نفرت! کسی برای این دو احساس متضاد تفاوتی قائل نیست.از مار میترسم، از کامپیوتر متنفرم!نفرتم سفت و سخت است و هر روز پروبالش میدهم.هیچ مشکلی با نفرتم ندارم و هیچ چیز نمیتواند نظرم را عوض کند.

از کامپیوتر بدم می‌آید برای اینکه برای خودش به اندازه ی یک ستون ثابت در نیویورک تایمز جا باز کرده.همینطور برای اینکه تبلیغات تلوزیونی به خاطر نشان دادن آدرس وب‌سایت طولانیتر شده اند.

...

من برای نفرت از کامپیوتر دلیل زیاد دارم ولی بیشتر از هرچیز به خاطر بلایی که بر سر دوست قدیمی‌ام ماشین تحریر آورده ازش بدم می‌آید.

در یک کشور دموکراتیک باید برای هر جفتشان جا باشد ولی کامپیوتر تا من را به جایی نرساند که نوار ماشین تحریر را از رشته‌های پیراهن پاره درست کنم و رنگش را هم خودم در وان حمام عمل بیاورم ول کن نیست.هدفشان این است که در موزه‌ی نوشت ابزار جایی برای آی‌بی‌ام سلکتریک دوم در کنار قلم پر و اسکنه باز کنند.

...

برایم مهم نیست میتواند کلمات را بشمرد و با فشار یک دکمه پاراگراف‌ها را مرتب کند،من کامپیوتر نمیخواهم.

برعکس صدای تق تق بی‌جانی که از برخورد انگشت با کیبورد پلاستیکی کامپیوتر بلند میشود صدای محکم و بلند ماشین تایپ به تو میگوید که واقعا داری چیزی درست میکنی.بعد از یک روز افتضاح به جای اینکه برای هیچ مجازیم غصه بخورم میتوانم سطل کاغذ باطله‌ام را نگاه کنم و به خودم بگویم اگر شکست خوردم دست کم چند درخت را با خودم پایین آوردم.

Yas
مجموعه داستان
طنز
المی ...
رفتم کتاب مادربزرگت را از اینجا ببر شو گرفتم هنوز وقت نکردم بخونم:-(
طنز نویس خوبیه:))
وای خیلی خوبه لعنتی کلی دوستش دارم
بیا با جغدها درباره ی دیابت تحقی کنیمش رو از همه بیشتر دوست داشتم
این یکی هم خیلی خوب بود :))
sina S.M
توی مجله داستان جزو معدود نویسنده هاییه که با ولع میخونمش . تنها چیزی که دربارش نمیتونم درک کنم همجنس باز بودنشه . به جز اون تمام کارا و افکارشو درک میکنم :دی 
آقا بگیم همجنسگرا دیگه:دی
چند ماه پیش تو پیج فرانک عمیدی خوندم یه مراسمی رفت و ازش امضا گرفت روی کتابش بعد اونجا خیلی هم خوش برخورد بود بعد فرانک ذکر کرده بود که همجنسگراس تا ملت تو کامنتا نیان بگن که اره چرا اینجوری چرا اونجوری:)) اونجا بود که من تازه فهمیدم، ولی خب ادما با همین تفاوتا قشنگن:دی
یک بلاگر
حیلی دوست دارم تمام آرشیو مجله داستا رو تمام و کمال بخرم
و نسخه الکترونیکی شون رو نیز داشته باشم ولی متاسفانه توی این قسمت خیلی ضعیف بوده مجله داستان و چندین بار هم ایمیل زدم نتونستم پاسخ بگیرم
من ایران نیستم و تهیه این مجله برام خیلی سخته
برای همین زیاد با نوشته های این مجله آشنا نیستم
متاسفانه منم با اینکه از همه دوستام زیاد تعریفشو شنیدم اما نخوندمش مجله رو ، سرعت کتاب خوندنم یکم اومده پایین و واسه همین ترجیح میدم وقتمو بذارم روی خوندن کتابا .
و این پست هم از متن کتاب انتخاب کردم، نه مجله داستان، ولی خب با کامنت سینا فهمیدم اونجا هم داستانهاشو منتشر میکنن:) 
یک بلاگر
متوجه شدم. 
ولی حتی به لحاظ چاپ و داشتن نسخه الکترونیکی هم بسیار ضعیف هستیم .
کتابی که اینجا مثلا 20 یورو هست وقتی که می خواهی به صورت آنلاین بخری قیمتش یک صدم هست
ولی الان من مثلا توی سایت طاقچه و فیدیبو و کتابراه وارد میشم قیمت با نسخه چاپی هیچ تفاوتی نداره و حالا اگر بخواهیم بگیم این مشکل هم نیست بیشتر کتابهایی که امروز توی بازار هستند نسخه الکترونیکی رسما ندارند و برای کسانی مثل من که دوست دارم نسخه الکترونیکی برخی کتاب ها رو داشته باشم متاسفانه این امکان وجود نداره.
کاش درست بشه که اونهایی که خارج از کشور هستند بتوانند فیلم های اکران شده و موسیقی های به روز و کتاب ها رو بتونند بخرند.

حق با شماس. کلا ما تو خیلی چیزا از این دست مشکلات داریم. 
و اینم بگه خیلیییییی خوبه که از اونجا فیلم و کتابای اینجا رو دنبال میکنین، مخصوصا فیلما:) واسه من خیلی جالب بود

بعدم اینکه تو کامنتا سینا برای شما نوشت :
من میدونم مجله داستان خواننده های خارج نشین هم داره حتما یه بخشی برای ارتباط با اونا هست . میتونید تماس بگیرید بپرسید معمولا ایمیل تو ایران خیلی بهش توجه نمیشه. 

کامنتشو کپی کردم:)) 
المی ...
معرکه س اصن:)))
اونو پیدا نکردم تو نمایشگاه کناب دیدی؟!-___- 
هیچ اننشاراتی کتاب بیا با جغدها درباره ی دیابت صبحت کنیمشو‌ نداش:-/
اصن به هدف خرید اون رفتم نمایشگاهو:))
ای بابا:(( 
مسئولین رسیدگی کنن لدفا :( 

این یکی هم پیدا نمیشه؟ با اینم خیلی خندیدم . مخصوصا داستاناش درمورد زندگی تو فرانسه و یادگیری زبانشون، یعنی عالیه این بشر=))
sina S.M
اره منم از همونجا فهمیدم . یه کامنتم گذاشتم فرانک کلی بهم پرید طبق معمول :))

میدونم با همجنس بودن تو مرامشه حالا چه" گرا "باشه چه "باز" برام زیاد فرقی نداره 😂 

@ جناب بلاگر شما هم خارچی ؟ من میدونم مجله داستان خواننده های خارج نشین هم داره حتما یه بخشی برای ارتباط با اونا هست . میتونید تماس بگیرید بپرسید معمولا ایمیل تو ایران خیلی بهش توجه نمیشه. 
:))))))))) 

پس مراد رسوندن مقصوده بله بله:))
میم _
تو کامنتها بحث همجنسگرایی رو دیدم.
چرا واقعا مردم با این قضیه مشکل دارن هنوز؟:/
خیلی عجیبه برام
خیلی راهه میم ما هنوز با نام بردن از نوار بهداشتی مشکل داریم:))
علیـ ـرضـا
ولی بین دوراهی کامپیوتر و ماشین تایپ بمونم ، بلاشک کامپیوتر انتخاب میکردم D:
منم همینطور! با ماشین تایپ میشه همزمان نوشت و موزیک گوش داد و اینترنتم داشت؟-ـ-
Fa Ella
وای منم دلم ماشین تحریر میخواد. انقدر که! 
یاد فیلم د شاینینگ میافتم من:)) 
Miss Author
جدیداً زیاد حسِ خوندن نیست =)
وقتی حسشو نداریم نباید الکی به خودمون اصرار کنیم=))
رسول
:))))
:))
رسول
آقا گفته بودم این که بلاگت برا کامنت گذاشتن از آدم کدتصویری نمیخواد چقد روح افزاس؟!قشنگ یه حس دیگه ای داره کامنت گذاشتن! دی: :)))
هدف ما جلب رضایت شماست ^ـ^ =))
یک بلاگر
امکان تماس تلفنی ندارم راستش ..

نمی دونم چه کار کنم ..
ای بابا:(
امیدوارم راهی باشه، و امیدوارم پیداش کنین
اگه از کسی چیزی شنیدم که کمکتون میکنه حتما بهتون میگم
یک بلاگر
من باز هم ایمیل میزنم بهشون
راستش شوهر خالم تو همشهری محله است ببینم از اون طریق می تونم ببینم جریان چیه یا نه
امیدوارم اثر کنه:))
sina S.M
@ میم _ عزیز اینکه من نمیتونم درکش کنم به معنی این نیست که باهاش مشکل دارم :) 
و اینکه درسته خیلی ها باهاش مشکل دارن بهرحال این افراد کمتر از ۴ درصد جمعیت جهان رو تشکیل میدن و اگه این پدیده به روز برای همه عادی باشه اون وقت باید تعجب کرد $_$ 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan