۲۸۲

  • ۲۱:۳۴

چهارشنبه های پرتکاپو در راه.ساعتی خوابیدم اما هنوز نگه داشتن سر به روی گردن طاقت فرساست.

دفتر و کتابهایم پهن است و گوشه میز ناهارخوری اطراق کرده‌ام.دلم پیش جمع خانواده و حضور مادربزرگ است و لغت حفظ میکنم. سخت ترین چالش این زبان حفظ کردن جنسیتهای اسم‌هاست، با نشانه‌هایی که وجود ندارند و قوانینی که نیست! اینکه داروخانه مؤنث است و کتاب خنثی.یا اینکه سشوار برخلاف تصورم مذکر است و جنگل هم! و بدتر اینکه در نظر کسانی که زبان مادریشان این است، هیچ اشتباهی به اندازه ی اشتباه به کار بردن جنسیت کلمات فاحش نیست...!

منتظر یک قهوه‌ی غلیظم و شبی طولانی...

امروز بدترین روز برای تکیه زدن به پشتی‌های گرم و نرم و چای و قلیان بود!حالا با این ساعتهای رفته و خستگی و سر سنگین چه کنم... ! 


دریافت

پ ن: مشی اگه صدای منو میشنوی، نظرت درمورد زدن یه کانال و ریختن آهنگایی که گوش میدی اون تو چیه؟:دی

همیشه پیشنهادات تا مدتها اول پلی لیست میمونن ... 



یک بلاگر
من خودم می خوام بزودی توی قسمت موزیک هر هفته یه موزیک بذارم و براشون آرشیو هم بسازم .
ولی وقت نمی کنم .
خیلی تحت فشارم واقعا :)
مرسی که می آیی و من رو می خونی
خوندم وبلاگتونو این بخشای جدید که اضافه کردین و موزیکم شاملشه خیلی جذابه ^ـ^ 
آد ِن
چه جالب تا الان فک نمیکردم کلمات جنسیت داشته باشن !
غیر قابل درکه به نظرم:دی
تو کا
به قول دیوید سداریس: 
" چه حقه ای سوار کنم که یادم بماند ساندویچ مذکر است؟ چه خصلت مشترکی دارد با موجوداتی که ابزار مردانگی دارند؟ به خودم می گویم ساندویچ مذکر است چون اگر یکی دو هفته به حال خودش بماند ریش درمی آورد. این منطق جواب می دهد تا وقتی که موقع سفارش دادن می رسد و به این نتیجه می رسم که چون بعضی وقت ها آرایشش پاک می شود پس ساندویچ بدون شک مونث است. هر کاری می کردم بالاخره آخرش به سردرگمی ختم می شد. به این امید که با تکرار یاد بگیرم, در مکالمات روزمره ی انگلیسی ام هم جنسیت را وارد کردم. وقتی که یک جعبه کلیپس باز می کردم می گفتم "سلام آقایون" و یا "هی, کمربند من رو ندیدی؟ این سرکار خانم رو پیدا نمی کنم ." برای هر چیزی که در کمد بود یک شخصیت می ساختم و در ذهنم با هم می فرستادمشان سر قرار. وقتی کیف پولم با ساعتم دعوایشان می شد دست به یکی می کردند تا میانه ی شانه و فندکم را به هم بزنند. این سناریوها من را یاد بچگی ام می انداخت که با خواهرهایم با غذاهای مان نمایش نامه های حماسی اجرا می کردیم. سیب زمینی هایی که با سس گوجه فرنگی برایشان کلاه گیس درست کرده بودیم توی بشقاب ها رژه می رفتند و بر سر هویج پخته ها با هم می جنگیدند و ران های عضلانی مرغ ها از دور نظاره گر بودند تا اگر یک وقت کنترل اوضاع از دست خارج شد وارد عمل شوند. جنسیت ها را خودمان انتخاب می کردیم و ممکن بود شب به شب تغییر کنند. بر عکس اینجا که مغز ذرت و لوبیاسبز اسیر نقش سفت و سخت مردانه شان بودند. هرچه دوست دارید راجع به ساختار اجتماعی جنوب بگویید, ولی دست کم در کارولینای شمالی سر و گوش یک هات داگ به هر دو طرف می جنبد."

:دی
وای اره دقیقا!
مرسی گذاشتیش برام ، خیلی خیلی ^ـ^
مرد پاییزی
چه شباهتی ... چهارشنبه‌های منم شلوغ و پرتکاپو هست ... 
نمیدونم چرا من با حفظ کردن جنسیت اسما مشکل ندارم ... 
البته من فرانسه رو امتحان کردم ... آلمانی احتمالا خیلی سخت تره :(( 
چهارشنبه ها از اون روزای که خسته به شب میرسم و حالم خوبه. انگار هرچی بیشتر جون بکنیم راضی تریم واقعا:)

نه من فکر نمیکنم از فرانسه سخت تر باشه. من که از تلفظ لغات فرانسه خیلی وحشت دارم
یاسی ترین
سشوار مرد باشه :| چه کج‌فهمی‌هایی دارن این فرنگیا :/
دامنم مرده
شلوار زن
گاهی میگم شاید برعکسه، ولی باز نقضش پیدا میشه=))
صخره .
حاااضری کله سحر
شب و روزت بخیر سحرخیز:)♥
میم _
پرودگارا :/
چه سخت:/
خدایا:/
نمیخوام المانی:/
نه:/
خدایا:/
چه سخت:/
اهنگ هم از اون قدیمیا که دوس داشتم و گمش کرده بودم،ممنون از شما *_*
من اگه بتونم،همه میتونن :)) بیا بریم تا تهش ^^
اسپریچو ツ
اهنگ‌های مشی برای منم همینطورین(((((:
پس بندازیم تو صندوق پیشنهادات :دی
مرد پاییزی
آخ گفتی ... تلفظاشون خیلی سخته ... البته من بیخیال فرانسه یاد گرفتن شدم ... 
چون وقتش رو ندارم ... همین انگلیسی م بهتر بشه برام کافیه ... 
کارها و اهداف مهمتری توی زندگی دارم مث آواز و نقاشی و ریاضی ... واقعا وقتی واسه یادگیری زبان ندارم. ... 
اسمش اینه که روزی نیم ساعت کافیه ... بخوای یه زبان رو یاد بگیری باید شب و روز باهاش زندگی کنی ... باهاش فکر کنی ... باهاش حرف بزنی ... فیلم ببینی ... آهنگ گوش کنی و ... یعنی کامل درگیر اون زبان بشی ... من هیچوقت فرصت کلاس زبان رفتن رو نداشتم ولی چون درگیر انگلیسی بودم یاد گرفتم. ترکی استانبولی رو هم با آهنگ گوش دادن یاد گرفتم. ... البته توی هیچ کدوم حرفه ای نیستم. 
خود این سه چهارتا اهدافی که برای خودت داری اینقدر خوب هستن به جای خودشون و در عین حال وقت گیر که دیگه چالش زبان دیگه خیلی سخت میشه و اصن نیاز نیست واقعا
،شاید حتی کیفیت بقیه کارا و هدفای اصلیت رو بیاره پایین.
انگلیسی هم که تو همه جای دنیا کار راه اندازه:) 
رسول
ااا :/ جنسیت کلمات چیه دیگه :/ دی:
بعد همه کلمات جنسیت دارن؟!! :/ خیلی سخته که :/
کل کلمات نه ، کل اسامی ..جدی هرچی اسمه جنسیت داره . یعنی تو خود همین بدنمون سر مذکره، دست مونثه زانو خنثی :/ =)))))
دخترآشوب
عجب دنیایی شده:)))))))))))) به سشوار نمیاد مرد باشه
=)))))) یا حتی مثلا دامن
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan