درستش این بود الان اینجا باشیم، ولی خب...
دیشب بین اون همه نور و گوی‌های رنگی رنگی و ستاره‌های برق برقی، با لیوانای بابانوئلی و بشقابای خوشگل طرح گوزن، آدم ذوق میکرد و در خب که چی ترین حالت ممکن بود!  یعنی از معدود دفعاتی که تو فروشگاها از همه چی خوشت میاد و عملا هیچی به دردت نمیخوره.
بهش گفتم بیا بریم مسیحی شیم سال دیگه بتونم خرید این جینگیل مینگیلا رو توجیه کنم.
وای خیلی خوشگل بودن! آه خدایا!