بیا تا جهان را به بد نسپریم

  • ۲۱:۴۲

یکم بهمن-زادروز فردوسی*

حداقلش این بود که رفتم و گشتم دنبال اینکه چرا میگن زادروز فردوسی یک بهمنه، اصن چقدر معتبره.یا اینکه مقداری از اشعارشو خوندم.خب من کم فردوسی میخونم،جای تاسفه. ولی خب چه زادروز فردوسی بنا به تفسیر بعضی مورخ‌ها از چند بیت شاهنامه یک بهمن باشه با نباشه ارزش وقتی که روش گذاشتم رو داشت.دیگه قراره به مناسبتا بیشتر دقت کنم و ازشون چهارتا چیز بهم اضافه شه:))

صخره .
کامنت اول:)
یه حرفیم بزن خب، دهه ، بگو چطوری ، خوبی؟:)))
صخره .
عاغا من از فردوسی بچچچچه که بودما یه مجموعه داستان هفت خان رستم خوندم! 
خلاصه که با توجه به وضعیت داغانم در حافظ و سعدی و حتتتتی همین سهراب سپهری و فروغ! فردوسی ده هیچ از همه شون جلوتره:-D 
منمممم 
البته چیز زیادی ازش یادم نمیاد:))
صخره .
اواااا:-D 
اومدم از رشت اومدم بی برو برگشت اومدم
راه جاده بسته بود من از راه دشت اومدم
با یه پیکان و یه ویلای دراندشت اومدم
بچه تبریز اومدم و با یه قر ریز اومدم
سنه حیران اومدم و دنبال جیران اومدم

خوووووب شددد؟:-D حرف زدم الان:-D 
لعنتی چرا منو به حرف میندازی اخه؟
س[ماچ] لا[ماچ] م[ماچ] عزیز دلممم^^
خوبی جگولی بگولی مادر؟
العی فدات شم صغری جون 
منم خوبم 
سامانم خوبه 
همه خوبن سلام رسوندن 
چه خبر؟ 
سلامتی عزیزم 
وا دادیم و در وادادگی روزگار میگذرانیم 
تو چه خبر پیکاسو جون!؟ 
نرجس مغنوخیف ژوزفین ما به کجا رسید؟
=)))) مدیونی فک کنی با ریتم خوندم=)))

عالی اصن.دلم وا شد^ـ^

خووووبمممم مننن
خدا رو شکررررر کبری جون=)) اه منفجر شدم

خبر هم اینکه سلامتی، بیخبری، خبری نیست والا 

=)) یه گوشه  نشسته منتظر من گشادیسمم درمان شه
ابوالفضل ;)
خوبه شاهنامه خوندن ولی خب امروز یه جا بحث از فردوسی شد و یه نفر که خودش رو شاعر و اهل شعر می دونست تهمینه رو مادر رستم معرفی کرد! اولش فکر کردم سهوا اشتباه کرده ولی خب بعد متوجه شدم اصلا با قصه های شاهنامه آشنا نیست و ته تهش می دونه رستم بابای سهراب بوده. خب برا کسی که ادعا داره بده این.

آاااخ چقدر دلم خواست مشهد بودم و می رفتم توس...
من نمیدونم چه اشکالی داره ادم بگه نمیدونم ، یا نظر کارشناسی نده،انگار اسلحه گذاشتن رو پیشونیمون تو همه چی ادعای استادی کنیم

:)
یک بلاگر
فردوسی ... بچه بودم یک کتاب داستان که از این اشعار گرفته شده بود رو می خوندم ولی یادمه تمومش نکردم
چه جالببب انگار خیلیامون یه جلد از اینا داشتیم:))
محمد هستم
حالا شما که اینقدر زرنگی بگو شاهنامه کجاش خوشه؟
:))

راستش نمیدونم کجاش خوشه.ولی مطمئنم پایانش خوش نیست
Miss Author
کم لطفی میکنیم بهشون :|
منم زیاد نمیخونم... 
اره دقیقا... خیلی حیف

__ پریچک __
دومین باری بود که میرفتم نمایشگاه .. با داداشم دوتایی ... 
یادمه اون بار فقط تونستم با پولم دیوان فردوسی رو بگیرم :)
ولی خب کم میرم سراغش .. 
فرخنده باد این روز ... :*
:)ای جانمممم

اره، یکم سخته انگار برامون...متاسفانه
صخره .
فرشته مهربون در مورد هر کسی یه جوری عمل میکنه 
احتمالا اگه بخواد لطفی به ما بکنه میتونه با یه نخ سوزن بیاد فراخیسممون رو کاهش بده:| مرسی اه 

:)))))))))) واقعا
یک بلاگر
دایی من کتاب فروشی داشت.
یک روز یک کتاب برداشتم . گفت فلانی جای این بیا من یه کتاب پیشنهاد می دم اونو ببر پشیمون نمی شی ..
پشیمون هم نشدم ....
خودش شاهنامه رو دوست داشت و گاهی مراسمات شاهنامه خوانی و.. هم داشتن
برای همین بهم داد
کادو هم داد
و خیلی هم لذت بخش بود ... ولی تمومش نکردم ..
شاهنامه به نثر
وای چقدر دوست داشتنی!
من همچین کتابی رو دست کسی ندیده بودم تا الان، شاهنامه به نثر
باید خیلی جذاب باشه، 
شاید یه روز منم برم دنبالشو بخونم، خیلی افسوس میخورم که از خیلی از ماجراها و شخصیتاش هیچی نمیدونم
یک بلاگر
خوبه خوندنش ..
ادبیات حماسی است دیگر ...
:) بله بله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan