چایِ نعنا

  • ۰۰:۲۱

کوچه‌ها همیشه چیزی برای غافلگیری دارند.از پیچی که عبور میکنی به کوچه‌ی دیگری میرسی که ممکن است پنجره‌هایش با گلدان‌های پر از اطلسی تزئین شده باشند با بچه‌هایی که سرخوشانه بازی میکنند یا پیرمردی که بساط فروش نعنایش از هرجای دیگر مراکش سبزتر است.فقط حیف که نمیشود از آن پنجره‌ها عکاسی کرد.نمیدانم چرا مردم مراکش تا این‌قد از عکس گرفتن هراس دارند.تحمل هیچ لنزی را ندارند.جوان‌ترهایشان اعتراض میکنند و پیرترهایشان رو برمی‌گردانند.زن‌ها که بلافاصله روسری شان را برچهره میکشند یا با دو دست صورتشان را میپوشانند.این همه ترس را نمیفهمم و اینکه بچه‌ها را هم نسبت به این مسئله شرطی کرده‌اند.بچه‌ها در همه جای دنیا سرخوشانه مقابل دوربین عکاسی میخندند، بی‌مضایقه خودشان میشوند و مهربانانه با لنز کنار می آیند.اما اینجا کافی‌ست کودکی دوربین آدم را ببیند.فورا فریاد no photo-no photo سرمیدهد تا جایی که بزرگترها را به معرکه بکشاند.

-...

انگلیسی است و از لندن آمده.اینطور که میگوید تقریبا شش ماه از سال را در فس زندگی میکند.عاشق این است که برود در طبیعت یا در بازار و این طرف‌ آن طرف، بومش را به پا کند و رنگ‌ها را روی بوم بگذارد و خلق کند و خلق کند... .

-چند ساله این کار رو میکنی؟

+چهارساله که نصف سال رو میام فس. اونقدر توی مدینا نقاشی کرده‌ام که مردم دیگه میشناسنم.بهم میگن سیدی نوئل!

-تو از من خوش شانس‌تری!

+چطور؟

-آخه مردم اینجا از دوربین فرار میکنن ولی ظاهرا با بوم نقاشی تو مهربون ترن!

میخندد و میگوید: «آخه تو عکس میگیری و فرار میکنی، من نقاشی میکشم و پیششون میمونم!»

Pary darya
((: اول که عنوانو دیدم یاد چایی داخل استوری شیرین افتادم((=
‌((: حال هوای این پستارو دوست دارم نمیدونم چطوری میشه حسمو توصیف کنم پای این پست..
کامنتت رو که خوندم رفتم دنبال استوری شیرین ببینم چیه، بعد دیگه تو اینستاگرام حواسم پرت شد و برنگشتم اینجا=))

چه خوووووب! واسم خیلی باارزشه^ـ^
Faber The Great
فقط خط آخر :)
:)
فـاطمـه نـظری
دوباره یه سفرنامه های خفن از منصور ضابطیان *__*
البته هنوز فرصت نکرده ام شروعش کنم! اما از الان میدونم که خوبه. 
جشن رونمایی کتاب هم رفته بودم. در موردش تو پست آخرم نوشتم. 
^ـــــــــ^واقعا!

وای ، من تا دقیقه نود میخواستم برم این مراسم رونمایی رو ولی چیزی پیش اومد و نشد! اگه میومدم شاید منم همینجوری بات اشنا میشدم:)))(اشاره به پستت) :))
یک پری
مررسی یاسی^_^
بیشتر ترغیب شدم بخونمش:)
^ـ^خیلی دوست داشتنی بود کتابش پری، مثل همیشه
رعنا ب.
خیلی تعریف منصور ضابطیان رو شنیده بودم ولی تا حالا چیزی نخونده بودم ازش.. رفت تو لیست عیدی های امسال به خودم :)
مطمئنم ازش خوشت میاد. همه ی سفرنامه هاش دوست داشتنی و الهام بخشن برای کسایی که عاشق سفر هستن مخصوصا.
من ۵ تا کتاب ازش دارم همش خووووووووووب! پیشنهاد میکنم سر فرصت بقیشون رو هم بخونی:)
هاتف ..
قلم خیلی روانی داره به نظرم.
در مورد خط آخر شاید بچه ها برای این راضی میشن که نقاشی شون کشیده بشه چون نقاشی خاصیت رویایی داره و کمی هم دید خود هنرمند رو وارد می کنه .
شاید هم بچه ها می دونن انقدر ارزش دارن که کسی نقاشی شون رو بکشه . ولی عکس چون ساختنش با یک دکمه صورت می گیره معلومه که آدم زیاد می تونه بگیره و صرفا ارزش ندارن.
ولی نقاشی فرق داره. نقاش وقت می ذاره و می کشه . شاید بچه ها حس می کنن با نقاشی ارزش بیشتری پیدا می کنند تا اینکه کسی عکسشون رو بگیره و بره.
دیدگاه من اینه. عاشق کتابم ولی وقتم هم محدوده و کلی کتاب نخوانده هم دارم . اول کتابی که در پاسخ کامنت قبلی بهم معرفی کردی رو می خونم بعد میام سراغ این . امیدوارم موضوع کتاب داشته باشی که بتونم به کتاب هایی که معرفی کردی دسترسی پیدا کنم
اره دقیقا.قلم صمیمی و روانی داره که فکر میکنم یکی از دلایلی که مخاطب خودش رو پیدا کرده مخصوصا بین جوونا و حتی نوجوونا همین راحتی نوشتارش باشه:) 
جالب بود، من موقع خوندنش از جنبه ی اعتماد به قضیه نگاه کردم. نقاش با زندگی کردن و موندن کنار این مردم تونسته اعتمادشون رو جلب کنه، و اونها وحشت ثبت شدن چهره شون توسط یه غریبه براشون حل شده... ولی به چیز جالبی اشاره کردی واقعا
خوبی حرف زدن در مورد کتابا و فیلما همینه، ادم از دید جدیدی که خودش به موضوع نگاه نکرده بود نگاه میکنه.
گوشه ی سمت چپ وبلاگ موضوع کتاب رو هم دارم، فیلم رو هم جدا 
هاتف ..
بله موضوع کتاب رو دیدم . خیلی عالی
دقیقا خوبی وبلاگ هم همینه و قسمت نظراتش . نظرات در اصل فهم ما رو تکمیل می کنند . دیدگاه های مختلف رو میشه در نظرات گرفت که به ذهن آدم ها نمی رسند.
حتما من این کتاب رو تهیه می کنم و مطالعه می کنم
الان یک کتاب از رومن نولان در حال خواندن هستم به اسم گاندی . اونو تموم کنم شاید این رو بخرم و شروع کنم . امیدوارم در اپ های کتاب باشه
یک لطفی کن کتاب که معرفی می کنی لینک های دریافت یا دسترسی یا خریدشون رو هم قرار بده که مخاطب راجت تر بهشون دسترسی پیدا کنه .
ممنونم به هر حال
دقیقا. امتیاز وبلاگها نسبت به کانالهایی که جدیدا باب شدن همین توانایی تبادل نظر کردن و رد و بدل شدن نظرات و اطلاعاته^ـ^

من چون خودم پی دی اف نمیخونم زیاد با این اپ های کتاب و لینک های خرید و دانلود اشنا نیستم ولی از این به بعد حتما میگردم دنبالشون پیدا کنم میذارم
___ سلوچ
ای بابا با این توصیف مشتاق شدیم بخونیمش که :)
خوندنش خالی از لطف نیست^ـ^
هاتف ..
اینطوری خیلی بهتره . در اصل کتاب رو کاملا به مخاطب معرفی می کنی و مخاطب خیلی راحت تر کتاب رو پیدا می کنه و خریداریش می کنه
من بیشتر پی دی اف و ای پاب می خونم چون کاغذ کمتری تولید میشه . ارزونتر هم هست . مهم ترین دلیلش اینه که درخت کمتری خب قطع میشه .
کتاب هم اگر بخرم کتاب هایی می خرم که مخصوصه با کاغذ های بازیافتی درست شدن . خیلی دوست دارم اون کتاب ها رو . کلا پیپرلس هستم .
مجلات رو هم نسخه غیر کاغذی شو می خونم عموما و اشتراک دارم .
خیلی خوبه واقعا! نگاه خیلی صلح امیز و زیبایی به طبیعت و حفظش دارین.
من تو خیلی موارد مثل استفاده از دستمال یا نگرفتن رسید بانکی و چمیدونم نگرفتن پلاستیک از فروشنده ها حواسم هست اما در مورد کتاب نمیتونم خودمو کنترل کنم و دوست دارم کتابخونه م کامل بشه... ولی الان خیلی از کتابا در جهت حفظ درخت ها بافتشون تغییر کرده و این خوبه^ـ^
Fa Ella
عههههههههههه من این سفر رو از تو کانالش دنبال میکردم. عکسا و فیلمایی که میذاشت... نمیدونستم کتاب کرده، مرسی بابت معرفی 
^ـ^ من بعد خوندنش میرفتم کانال و پیج اینستاگرام عکسای اون سفر رو از نو میدیدم، رنگی و قشنگ مشنگ... خیلی خوبه
شیرین
چه رویای بود درختا دیوارا پنجره ها
ولی یهو مردم میترسن از عکس میترسن یه دلهره ای میندازه به جون ادم 
ولی یهو با بوم نقاشی دوباره اروم میشی
اره خیلی ، به لیست کشورایی که دلم میخواد ببینم اضافه شد:دی
:) اره دقیقا... میترسن
دخترآشوب
بهت حسادت ورزیدم که انقدر زود خریدیش
اینقدر نتونستم منتظر بمونم که اینترنتی سفارشش دادم=))
รђคђt๏t :)
 من عاشق وبلاگایی هستم که خاطره نویسی میکنن
یه جورایی دوست دارم بین هیاهو و دغدغه های زندگی خودم ماجراهای زندگی کسایی که مینویسن رو هم دنبال کنم :)


سلام بر هم اسمی:)
این که اسم ما قشنگ ترین اسمه فقط توهم ذهن منه یا شماهم همین احساس رو داری ^___^💜

منم همینطور، خوندن وبلاگایی که خاطره مینویسن و کلا روزانه نویسن خیلی برام لذت بخشه. 

خوشحالم از آشناییت دوست جدیدم^ـ^ 
=))وای ، اره ، فک کنم اسمم تنها جَبریه که دوستش دارم=)) :)) 💜
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan