زندگی همین یه باره

  • ۱۹:۴۶

آدما برای به عزای خودشون نشستن شیوه‌های مختلفی دارن، و من از تماشای نابودی خودم لذت میبرم.وقتی صبح از خواب بیدارم میشم و میبینم نفس کشیدن از سیگار پشت سیگارهای شب قبل سخت شده.وقتی مسواک میزنی در حالی که به بازتاب خودت توی آینه نگاه میکنی و ورم زیر چشماتو میبینی، انگار کتک‌های که روحت خورده توی صورت نمود پیدا کرده، میگی آخیش، داغونی، خوبه که داغونی، خوبه که اون جایی که توی قلبت میسوزه راه به صورتت باز کرده، به چشمات، به صدای گرفتت، به دستای لرزونت...

حالا از حال جهنمی یه هفته میگذره،بارون میاد،تنهایی... یه قهوه درست میکنی میری جلوی پنجره.توی پلی لیست گوشیت میگردی و با خودت فکر میکنی یعنی از پسش برمیای؟ شاید مسخره باشه ولی اینو از کسی بشنوین که توی تنهایی با آهنگای قِری دهه شصت لیلا گریه کرده.بعد بر اساس قرعه صدای قمیشی میپیچه توی اتاق. قهوه رو مزه مزه میکنی،و منتظر میمونی ببینی اوضاع چقدر بهتر شده، بعد میبینی نه اشکی هست و نه ضعفی توی پاهات حس میکنی، هنوز ایستادی همونجا، و زنده ای...

من خیلی سگ جونم، و از مادر آف نیچر تشکر میکنم بابت  مرحمت این پوست کلفت که در جهت بقا به دادم رسیده.میدونی یه جاهایی دست و پا زدن زودتر غرقت میکنه،اونقدر از نا میافتی که تا رسیدن کمک جون سالم به در نبری، یه وقتایی باید بجنگی،یه وقتایی باید بگی بسه،شکست خوردی قبولش کن، یه وقتایی باید بمونی، یه وقتا رفتن بهترین کاره، یه وقتایی باید عاقلانه رفتار کنی و یه وقتایی به خودت اجازه‌ی جهل احمقانه رو بدی، یه وقتایی شماتت کنی و بزنی توی گوش خودت،یه وقت باید بگی طوری نیست،خوب کردی... میدونی فقط قسمت سختش اینه که خودت باید بفهمی این وقتِ حالِ حاضر،توی کدوم دسته طبقه بندی میشه.و من باید رها میکردم و کردم.انکار دردش هیچی از فاجعه کم نمیکنه. درد داشت، ولی مگه کسی گفته بود زندگی قراره آسون باشه؟

مثل این سخنرانی‌ها در انتها یه تشکر جانانه کنم از همه‌ی دوستام،اونایی که به سکوتم احترام گذاشتن، اونایی که حالمو پرسیدن،اونایی که صبح و شب نداشت و بودن و چسناله‌هامو شنیدن،اونایی که دور میز کافه وسط خنده‌هاشون مثل دیوونه‌ها زدم زیر گریه و به روم نیاوردن،اونایی که حال نزارم معذبشون نکرد،اونایی که شنیدن، حرف زدن، تحمل کردن، امید دادن،نصف شب زیر بارون کنارم ایستادن تا از تب درونم کم بشه،بهشون پریدم، جواب ندادم،دوباره برگشتم، باز رفتم، خلاصه که هر وحشی‌بازی‌ای ازم دیدن و صبوری کردن:)) بدون شما همه چی سخت تر میبود...

مرسی آقا، تقریبا همشون اینجا رو میخونن، بگم تو شادیاتون جبران کنم:))


صخره .
گو نخور بابا 
هممون گاهی حالمون بده
مرسی که میذاری تو غم و شادی کنارت باشیم رفیق
=)) عاشقتم ...

رفیق جانم♥
شیرین
آی مو به قربون تو دختر محکم
وقتی میبینم که با تمام مشکلا سعی میکنی دوباره بلند شی و بخندی لذت میبرم
از این که همچین کسی تو زندگیم هست این که تو تموم لحطه ها کنار همیم با تک تک وجودم شادیو حس میکنم
چقد خداروشکر میکنم که توی اون حال بد نموندی
♡♡♡♡♡♡
در اخر کلاهتو به نشانه تشکر برنداشتی ××
😂

محکم=)))) الان همه محکما باید برن خودکشی کنن به من گفتی محکم=))
مگه چاره ی دیگه ای هست؟:)))

منم همینطووووووووووور^ـ^ از اون دوستای فرندزی=)) ♥ـ♥


=)))))) موهام نامرتب بود
هاتف ..
از مزیت داشتن دوست همین سنگ صبوریشه
امیدوارم همیشه حالت بهتر و بهتر بشه . می دونی همه مشکل داریم . همه وضعیتمون درست نیست . هممون روح هامون خیلی کتک خورده ولی تهش چی؟
همین که یک سری دوست داری که کمکت می کنن خودش یه نعمت بزرگیه .
برات حال خوب آرزو می کنم عزیز
واقعا واقعا... من یکی که نمیتونم بی دوست زندگانی:)) بی عشق میتونم، بی دوست نه، اینقدر جنبه‌ی مهمیه تو زندگیم واقعا...
ممنونم هاتف جان، 
اره مشکلات همیشه هست، برای هممون. حالمونم خوب نیست... ولی چاره چیه اصن؟ 
:)
همچنین برای تو
انگور ...
اون حس غرور بعد رها کردن خیلی خوبه. دقیقا همونجا که میگی اشکال نداره . مگه قرار بود سخت نباشه؟؟
دیدی بعد اون حال ادم با چه افتخاری میگه زنده موندم . دیگه هیچ وقت نمی میرم؟ :))
کمی بهتر تر هم که شدی استفاده کن از اون حالت. یه قدرت و انگیزه ای داره که روزمرگی ندااره. انگار ادم خودشو میخواد ثابت کنه
:) انگور... ♥
واقعا... دیگه از چی آدم میتونه بمیره پس؟ چقدر به خودم افتخار میکنم:))))) البته حسابی در طی پروسه گند زدم به خودم، ولی خب... سخت بودو جانسوز:)))
اره دقیقا میفهمم چی میگی... اون حال قدرت عجیبی داره 
نسیم 🍃
بعد از کنکور کمکم کن یه متن مث این در خور وحشی گری هام بنویسم و به خانواده و فامیل تقدیم کنم .
آخه آدم بخاطر عکس انگیزشی که خاله ش میفرسته بلاکش میکنه ؟
گناه دارن ، ولی منم تحت فشارم :)))
میفهممت واقعا
میفهمم
و حق رو به تو میدم، به خودت خرده نگیر... کنکور که گذشت خود به خود همه چی عادی میشه:) و آروم، و خوب...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan